اندر احوالات کانال ۲

  • همون طور که گفتم به خاطر فرم کانال اکثر پیام‌ها رو میشه در دسته‌بندی «اعتراض و غر» جا داد. همواره اعتراض‌ها مسخره نبودن ولی اکثرا اینجوری بودن. چیزی که برای جالب بود، پر بودن پیام‌های به ظاهر اعتراضی از کلمات و اطلاحات احساسی بود، اون‌ هم بدون اینکه به اصل موضوع پرداخته بشه. که البته این هم دلایلی داره به نظرم دلایل با دلایل ناله زدن یکیه.
  • بله، بخشی از پیام‌های کانال هم «ناله» بود. غر زدن و ناله زدن از هر موضوعی که بعضی‌هاشون یک تجربه‌ی شخصی و درونی بود. شاید بشه دلیل این رفتار رو مخاطبان زیاد پیام‌ها دید. یعنی وقتی فرد می‌دونه پیامش توسط ده‌ها نفر خونده می‌شه برای بیرون اومدن از تنهایی و همصدا کردن افراد با خودش یه ناله ول میده (!) و مرتبا منتظر بارخوردها می‌مونه.
  • جالب اینجاست که واقعا من دیدم افراد رو که مرتبا کانال رو چک می‌کردن تا بازخوردها رو ببینن و حتی در موارد باعث پز دادن هم می‌شد. شاید یکی از دلایل فرستادن پیام‌های دیگر چنل‌های پرمخاطب تلگرام برای کانال همین بوده باشه! البته همین‌جا از شبکه‌های اجتماعی مثل فیسبوک و اینستاگرام به خاطر ایجاد این اعتیاد تشکر کنیم!
  • اعلام اشیای گم شده و انواع فراخوان‌ها
  • مسخره بازی و شوخی و طنز
  • به اشتراک گذاری سلیقه‌ی آدم ها (مثل موزیک)
  • فضای مسخره‌ی کراش
  • فضای توییتری

پ.ن: این موارد اخر رو به تفصیل نوشته بودم ولی چون پرید و ارزش دوباره وقت گذاشتن نداره همین جوری تیتر وار گفتم که بمونه!

اندر احوالات کانال ۱

کانال خیلی نیاز به معرفی نداره. کانال یه محصولی بود توسط یکی از بچه‌های دانشکده نوشته شده بود و به طور متشکل بود از یه ربات تلگرامی و یه کانال تلگرامی. هر کاربر ربات می‌تونست پیامی رو بفرسته و پس از تایید یکی از ادمین‌ها منعکس بشه توی کانال تلگرامی. البته بدون اینکه ردی از نویسنده بمونه. همین ماهیت ناشناس بودن کانال بهش هویت و فرهنگ داد. برخلاف آریا که تقریبا از دید تکنیکی به کانال پرداخته بود من خواستم یکم (به قول جادی) در تقاطع تکنولوژی و جامعه بایستم و به این محصول نگاه کنم.
ادامه خواندن اندر احوالات کانال ۱