جهاد ادامه دارد

5. تو ایستگاه مترو میدان آزادی این نقشه رو پخش می‌کردند. اولین چیزی که برام جالب بود ، رویکرد نگاه به این پروژه بود. وقتی مدیر یک پروژه همچین نگاهی داشته باشد٬ این نگاه به تیم های اجرایی منتقل شده و هرکس خود را در برابر خدا و امت اسلامی متعهد و مسئول میداند و نه فقط در مقابل رئیس خود. همین دید٬ همین تعهد٬ کیفیت کار را مشخص می‌کند. آیا آن کارگری که قبل از این دنبال پر کردن شیکم خود بود را می‌توان با کارگری که هدفش اطاعت از حق تعالی است مقایسه کرد؟
دیگر نیت افراد برای انجام پروژه خدایی می‌شود، همین کار با این نیت عالیه می‌شود آجر های خانه های بهشتی ، می‌شود زکات ، می‌شود عبادت . ببینید نیت و هدف چگونه غوغا می‌کند​! انسان اینگونه باید خدا را با گوشت و پوست زندگی خود و جامعه ی خود قاطی کند.

6.

… و وای بر آن کس که در صحرای محشر سر از خاک بر دارد و نشانه ای از معرکه ی جهاد در بدن نداشته باشد.

(شهید آوینی – روایت فتح)

7. وَ جَٰهِدُوا۟ فِی ٱللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِۦۚ هُوَ ٱجْتَبَیٰكُمْ وَ مَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِی ٱلدِّينِ مِنْ حَرَجٍۚ مِّلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَٰهِيمَۚ هُوَ سَمَّیٰكُمُ ٱلْمُسْلِمِينَ مِن قَبْلُ وَ فِی هَٰذَا لِيَكُونَ ٱلرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكُمْ وَ تَكُونُوا۟ شُهَدَآءَ عَلَی ٱلنَّاسِۚ فَأَقِيمُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَ ءَاتُوا۟ ٱلزَّكَوٰةَ وَ ٱعْتَصِمُوا۟ بِٱللَّهِ هُوَ مَوْلَیٰكُمْۖ فَنِعْمَ ٱلْمَوْلَیٰ وَ نِعْمَ ٱلنَّصِيرُ (۷۸ حج)
و در راه خدا کارزار کنید چنان که سزاوار کارزار کردن برای او است او شما را برگزید و در این دین برای شما دشواری ننهاده آئین پدرتان ابراهیم است و او شما را از پیش و هم در این قرآن مسلمان نام داد تا این پیغمبر بر شما گواه باشد و شما بر مردم گواه باشید پس نماز گزارید و زکات دهید و به خدا تکیه کنید که او مولای شما است و چه خوب مولا و چه خوب یاوری است

8. تفسیر المیزان ذیل همین آیه:
کلمه جهاد به معنای بذل جهد و کوشش در دفع دشمن است و بیشتر بر مدافعه به جنگ اطلاق می‌شود و لیکن گاهی به طور مجاز توسعه داده می‌شود به طوری که شامل دفع هر چیزی که ممکن است شری به آدمی برساند می‌شود. مانند شیطان که آدمی را گمراه می‌سازد و نفس اماره که آن نیز آدمی را به بدیها امر می‌کند و امثال اینها. در نتیجه جهاد شامل مخالفت با شیطان در وسوسه‌هایش و مخالفت با نفس در خواسته‌هایش می‌شود که رسول خدا (ص) این قسم جهاد را جهاد اکبر نامید و ظاهرا مراد از جهاد در آیه مورد بحث معنای اعم از آن و از این باشد و همه را شامل شود مخصوصا وقتی می‌بینیم که آن را مقید به قید (در راه خدا) کرده به خوبی این عمومیت را می‌فهمیم چون این آیه جهاد را متعلق کرده بر کاری که در راه خدا انجام شود پس جهاد اعم است.

9.

در جمهوری اسلامی، هر جا که قرار گرفته‌اید، همان‌جا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه‌ی کارها به شما متوجه است. چند ماه قبل از رحلت امام (رضوان‌اللَّه‌علیه)، مرتب از من میپرسیدند که بعد از اتمام دوره‌ی ریاست جمهوری میخواهید چه‌کار کنید. من خودم به مشاغل فرهنگی زیاد علاقه دارم؛ فکر میکردم که بعد از اتمام دوره‌ی ریاست جمهوری به گوشه‌یی بروم و کار فرهنگی بکنم. وقتی از من چنین سؤالی کردند، گفتم اگر بعد از پایان دوره‌ی ریاست جمهوری، امام به من بگویند که بروم رئیس عقیدتی، سیاسی گروهان ژاندارمری زابل بشوم – حتّی اگر به جای گروهان، پاسگاه بود – من دست زن و بچه‌ام را میگیرم و میروم! واللَّه این را راست میگفتم و از ته دل بیان میکردم؛ یعنی برای من زابل مرکز دنیا میشد و من در آن‌جا مشغول کار عقیدتی، سیاسی میشدم! به نظر من بایستی با این روحیه کار و تلاش کرد و زحمت کشید؛ در این‌صورت، خدای متعال به کارمان برکت خواهد داد.

بیانات رهبری در دیدار مسئولان سازمان تبلیغات اسلامی ۱۳۷۰

10. یک معلمی داشتیم. هرکار میخواستی بکنی بلااستثنا میپرسید :«که چی بشه؟ آخرش که چی؟» دیوانه ی مان کرده بود … یا باید کار را انجام نمیدادی یا انقدر به این سوال جواب​ می‌دادی و این زنجیره ی چرا ها را طی میکردی تا برسی به این که : «چون دلم می‌خواد» یا «چون حال میده» و او هم با گفتن این جمله که «ببعی وقتی علف میخوره خیلی بهش حال میده» بحث را خاتمه می داد. و تو را تنها می‌گذاشت با این پرسش که «آیا من باید کار ببعی ها را انجام دهم؟» و هرکس به نوبه ی خودش پاسخش آری یا خیر بود.

11. ادامه دارد…

مرتب کردن وسایل

​بارها باخودتان تکرار کنید و عهد ببندید :

امروز به بعد

قول میدهم که کارهایم را مرتب کنم

از هر فرصت استفاده کنم

تا چیزهایی را که نیازمند توجه شخصی من نیست ، به دیگری منتقل کنم

تمام قرار ملاقات هایم را یادداشت کنم و همین طور تمام وظایفم را

با تعهد، تداوم، و تقید

دفترکارم را مرتب نگه میدارم و هرچیز را سرجای خودش میگذارم

وقتی به چیزی شک دارم، آن را دور می اندازم.

کتابی برای افزایش سواد مالی با معیار های اسلامی نداریم

امروز فهمیدم که جلو روی من غیر از خرید کلی کار هست که میتونم با پولی که دارم انجام بدم. که چند موردش رو میگم بهتون:

  • صدقه بدم. (زکات)
  • وام بدم (حالا یا بطور شخصی ، یا بزارم تو بانک ، یا بزارم توی صندوق هایی مثل مسجد یا اینکه باچند نفر جمع شیم یه صندوق بزنیم برای همین کار)
  • کلا اهداش کنم به یه نفر که برای کار نیاز داره مثل سرمایه گذاری های crowfunding
  • پس اندازش کنم
  • بزارم تو بانک که مثلا سرمایه گذاری کنن و سودشو بگیرم
  • سرمایه گذاریش کنم توی جاهای با ریسم مثل بورس و سهام یا بدون ریسک مثل اوراق قرضه
  • برم باهاش دلار یا طلا بگیرم
  • و …

و وقتی به این فکر کردم که چی کار بکنم دقیقا (یعنی دنبال یه الگوریتم برای پیدا کردن راه درست) فهمیدم که شاید اسلام و کلا دین گرایی بتونه بعضی از گزینه ها رو حذف کنه یا برای بعضی هاشون تبصره بزاره برای همین دنبال کتابی بودم که این هارو بیاد توضیح بده و با توجه به شرایط این زمان بتونه یه دیدی به مخاطب بده و تا حد خوبی برای پیداکردن اون الگوریتم کمک بکنه. نمونه های خارجی زیاد و خوبی هست (مثل پدر پولدار ،پدر بی پول) ولی تاجایی که دیدم دیدشون به شدت سوداگری و سرمایه داری هست و به شدت با خودنشون حالت تهوع بهم دست داد!

ولی تا الان جست و جو هام برای پیدا کردن کتابی اسلامی نتیجه ای نداشت و فکر کنم که نخواهد داشت. (و این یکی از سوراخ هایی هست که باید یکی پا شه و جهادی بره پرش کنه)

ملاک ، نه هدف

رضایت والدین با این که هدف نیست ولی ملاکه. برای همه چی!

مثلا فرد سالم در سیستم آموزشی سالم درس میخونه که 20 بگیره. ولی هدف از درس خوندن داشتن نمره ی 20 نیست. الان 20 ملاکه ولی هدف نیست!

گمان درست

سعی کنید در همه شرایط و مخصوصا در ارتباط با پیمانکار ها و کارگر ها حسن ظن داشته باشید.
چرا؟ چون به نفعتونه
مثالی میزنم. فکر کنید یک نجار میاد و فلان کمد شما رو درست می کنه. اگه شما بهش سو ظن داشته باشید ممکنه حق کاملشو ندید و این جوری گناه انجام دادید. ولی در هر صورت خدا حق اون رو یه جوری بهش میده!
ولی اگر حسن ظن داشته باشید حتی اگر هم کار شما رو درست انجام نداده باشه شما گناهی انجام ندادید و اون گناه انجام داده و اگه اون پول حق شما بود با توجه به این که خدا روزی رسان هست حق شما بر خواهد گشت!

برنامه ریزی ، چرا و آیا؟

یکی از بچه ها جمله ی جالبی گفت : اصلا برنامه ریزی شاعتی مسخرس. من هروقت برنامه ریزی کردم نتونستم درست انجامش بدم.

و در جواب میخوام چند نکته رو پر رنگ کنم: (#اصطلاح_جدید 😐 )

  1. خوب منم غیر از یه بار نتونستم. این که شما نتونید به برنامتون دقیقا اونجوری که هست اجرا کنید کاملا نرمال و اوکیه! اصلا برنامه خوب اونی نیست که همون جوری که ریخته شد انجام بشه. برنامه خوب کاملا یه راه استراتژیک برای مدیریت بحرانه. بحران وقت! شما وقتتونو به چیزایی میدید که با ارزش تر و به صرفه ترن. هرگز نمیتونید به همه ی برنامتون برسید! این اصل طلایی هست که معمولا همه یا نمیدونن یا فراموشش میکنن.

  2. پس برنامتون باید انعطاف پذیر باشه و بتونین درست خمش کنید. کارهاتون رو جا به جا کنید و درصورت نیاز حذف کنید!

  3. نکته ی بسیار مهم یایری از اشتباهاته. شما هر روز که برنامه ریزی میکنید و موفق نمی شید باید عاملش رو پیدا کنید و سعی کنید شکستش بدید. (همون جوری که ما تحلیل آزمون داریم و هر آزمون درسی رو میبینیم و جوابای درست رو میخونیم تا اشتباهات خودمون و نکاتی رو که نمیدونستیم بفهمیم باید تحلیل برنامه داشته باشیم و عادات زمانی و عواملی که باعث شد برنامه کار نکنه رو بفهمیم.)

3.5 . معلم و درسنامه شما تجربس! تجربه ای که از روز های پیش بدست اوردید.

نه خوب این پست در مورد اینکه “چگونه برنامه ریزی کنیم؟” نبود چون هنوز خودم هم بعد از این همه وقت جواب درست حسابی براش پیدا نکردم.

4+. برنامه مختص شماست و شما شخصی سازیش کردید. هیچ کس نمیتونه برای شما برنامه ریزی کنه و شما نمیتونید نحوه ی برنامه ریختتونو به یکی ده یاد بدید تا اون هم به اندازه ی شما بازده راشته باشه. فقط میشه چند نکته و قانون کلی رو گفت که خر کس نحوه ی برنامه ریزی خودشو پیدا کنه. مثل مدیریت که هیچ کس نمیگه چجوری مدیریت کنید و فقط میگن که چارچوب کلی چیه و شما باید راه درست و اوکی رو خودتون پیدا کنید (البته فعلا این جوابیه که من بهش رسیدم)

یادتون باشه که مدیریت زمان و برنامه ریزی درواقع مهارته و فقط وقتی خفن میشید که به اندازه کافی اشتباه هدفمند انجام داده باشید. نترسید و اشتباه کنید 🙂

پست جالب آقای زمانی

حامد زمانی رو که همه میشناسین؟

کاری ندارم فعلا به ایشون و کارهاشون و …

صرفا یه پست خیلی باحال و با محتوا دیدم تو صفحه ی ی اینستاگرامشون که بعد از کنسرتشون گذاشتند:

#زیر_سایه_خورشید بدون شک یکی از #زیباترین و #بهترین برنامه های من بود، و یکی از بهترین برنامه های #رضوی کشور با حداقل #سی_هزار_نفر جمعیت حاضر؛ اما متاسفانه علیرغم همه ی تلاشهایی که بچه های #انصار_ولایت_یزد و بقیه ی مسئولین کشیدند بخش عمده ای از زیبایی هایی این برنامه به تصویر کشیده نشد… بدون شک پذیرفتن #ولایت_اهل_بیت_علیهم_السلام بدون #برائت_از_طاغوت و ابراز #ظلم_ستیزی معنایی نداره… و همه ی زیبایی اون در شنیدن این مفاهیم در بطن #فریاد_مردمه… اما دیشب این فریادها و خیلی صحنه های قشنگ دیگه نشون داده نشد…مثلا اجرای آهنگ #عمار_داره_این_خاک و همخوانی و فریاد مردم که اصلا نشون داده نشد یا موقع فریاد #علی_موسی_الرضا که متاسفانه صدای جمعیت توی تلویزیون قطع بود… دل ماها میسوزه از اینکه هر روزه هزاران اتفاق زیبا توی جای جای این کشور رخ میده اما مردم ما اونو نمیبینن! صحنه هایی که شاید چند ثانیه از اونا خیلی بیشتر از فیلمای با هزینه ی چندمیلیاردی تاثیر و حرف با خودش داره… #نشون_ دادن_این_زیبایی_ها_وظیفه_ی_کیه؟ همیشه یه عده شبانه روز زحمت میکشن و عرق میریزن اما موقع برداشت که میشه اکثر زحمتاشون هدر میره… ما مطمئنا توی #تولید ضعف داریم اما یقینا اگه همین #کم_هایی که داریم رو خوب و با سلیقه به نمایش بذاریم خیلی وضع فرهنگیمون بهتر میشه…

#همیشه_اونایی_که_تبلیغات_یه_برنامه_رو_میبینن_از_اونایی_که_خود_برنامه_رو_میبینن_تعدادشون_بیشتره

#ما_محتوا_کم_نداریم_باید_بریم_به_سمت_نمایش_و_شو_این_محتوا show#

#باید_بریم_به_سمت_جذب

#کاری_که_دشمنامون_خوب_بلدن

منطق قضیه سادس!

ببینید… بسیار #ساده است!

کار #خوب نجام بده، #پاداش بگیر!

به همین راحتی… نمیدونم چرا بعضی ها ، با اشاره به افرادی خاص ، کار را سخت میکنند و زندگی را پوچ می پندارند ، جامعه را سیاه میبینند دنبال #هدف برای زندگی اند ، عرفان ها و عشق به خدا را توهم میدانند ، #اسلام را دین عقب زدگی می دانند و هزاران حواشی دیگر که نتیجه اش میشود و همین موج ، بهتر بگویم #اپیدمی ، #افسردگی و و اصطلاحاً دِپ زدن…. خیلی سادس ، دوست بدار تا دوستت بدارند ، باور کن تا فیکون شود و…

همان جمله ی اولم گویای همه چیز است. کار خوب کن تا پاداش بگیری…

بقیه اش را بسپار به دست خودش ?

پ . ن : ببخشید یه نمور پراکننده است ،مهم لپ کلامه که فهمیدید… اسم این نوشته ها رو میزارم : #تراوشات_ذهنی من

۱۵ آذر ۹۳