کار های متفرقه

  1. خواهرم اومد به بابام گفت: ” میخوام با دوستم از این دست بند ها با کش درست کنیم و بفروشیم.” بابام جواب داد : “وظیفه بچه درس خوندنه نه پول در آوردن . “خواهرم گفت : “خوب کار های متفرقه است دیگه !”

  2. وقتی ما داریم از همون اول به بچه هامون نشون میدیم که تنها چیزی که ارزش داره پوله ، آیا باید انتظاری غیر از این گفت و گو ها داشته باشیم؟

  3. حتما نباید توی کتاب درسی بچه ها بنویسیم : علم بهتر است یا ثروت؟ و اونا بگن : علم در حالی که بهشان نشان میدیم علم ثروت اندوزی بهتره !! اونم نه فقط با رفتار هامون بلکه با اهدافمون ، با ارزش گذاریم روی کار های مختلف ، با زندگی کردنمون.

  4. -“مامان، بابا چرا انقدر دیر میاد؟” -“رفته پول در بیاره!”

  5. -“بابا ، اونو میخری؟” -“پولش چقدره؟”

  6. -“میخوام برم فلان رشته! دنبال علاقم!” -“توش پول نیست که . برو دکتر شو ، بعدا وقت زیاد داری بری دنبال کاری که علاقه داری!”

  7. -“بیا بریم بهمان کار رو بکنیم” -“برو بابا، چی به ما میرسه؟”

  8. -“به ما وعده ی باغ هایی در آسمان میدی؟ دنیا مون رو چجوری میخوای درست کنی؟”

پ.ن : هیچ کدوم از موارد بالا کاملا غلط یا کاملا درست نیست. قضاوت کاملا با خودتونه.

کار جمعی در همه جا

بعد از اینکه چند ماه از any.do استفاده نکردم واسم از طرف مدیر عاملش ایمیل فدایت شوم اومده که جون مادرت برگرد :))
یعنی برای کاربرهاشون شخصیت قائل میشن. حتی به اون هایی که دوستشون ندارن یا به دلایل مختلف (مثل من) ازش استفاده نمی کنن. به این میگن بازاریابی!
یادمه اون اوایل که شروع کردم به برنامه نوشتنو این جور چیزا توصیه اکید میشد به ورودی هایی که کاربر میده. یعنی کنترل کنیم که چرت نباشه هم از نظر امنیتی و هم از این نظر که کاربر گند نزنه به محصول شما و سطحشو پایین بیاره. در واقع کاربرها رو یه سری انسان های اولیه تصور کنیم که هر کاری با برنامه شما میکنند و شما به اصطلاح باید اون هارو هندل کنید. در حالی تازگیا همراه با فرهنگ متن باز بودن به کاربر به عنوان یه خیرخواه نگاه میشه و کلی به نظرات و رفتار های کاربر و مخصوصا گزارش های باگ کاربرا حساب میشه.
یعنی این خصوصیت همدلی و کار تشکیلاتی و جمعی کلید اکثر مشکلاته 🙂
پ.ن : الان به بسیج فکر کنید.
پ.ن 2 : حالا برید تبلیغ جشن بزرگ پرسیل بسازید 😐