دیگران

میخواستم شروع کنم بنویسم و بروم جلو. اما ذکر نکته ای را لازم دیدم. من یکسری مشاهداتی داشتم، که دارم بر اساس آنها تقریبا یک نتیجه گیری کلی انجام می دهم. که اصلا حتمی و بی نقص نیست. البته از لحاظ تجربی. وگرنه از لحاظ فلسفی که اصلا نیاز به مشاهده هم نداشت! ولی بالاخره گفتم این نکته را بگویم.
من دیدم که در بین هم سن و سالان من خب بالاخره یکسری هستند که از لحاظ اعتقادی بسیار ضعیف اند. یا حتی می شود گفت اعتقاد خاص یا حداقل مشخصی ندارند. درصد بسیار زیادی از این افراد از خانواده ی لاقیدی نیز برخوردارند. اصلا این امر که خانواده تاثیر بسیار زیادی در شکل گیری تفکرات مذهبی فرد دارند غیر قابل انکار است. تا اینجا که مشکلی نبود…، و از اینجا، مساله ی مورد نظر رخ می نماید. مساله اینست که این افراد از مشکلات خانوادگی رنج می برند. عموما هم دعوای پدر مادر آرامش خانواده را بر هم زده است. این برای من جالب بود. زیرا این امر که افراد غیرمذهبی از مشکلات خانوادگی نیز رنج ببرند، مشکلات آنها را دوچندان می کند. و در شرایط بسیار بد و ناخوشایندی هستند. از طرفی فقدان اعتقاد، مساله را وخیم تر می کند. اینگونه افراد معمولا از دین گریزان می شوند. در مرحله ی اول. و به شدت جذب لذت های مادی می شوند و خودشان را در دنیا غرق می کنند. در اینصورت نسبت به دین جبهه می گیرند و دور آن یک حصار بلند می کشند و با آن به ستیزه بر می خیزند. البته امکان دارد کمی که می گذرد و بزرگتر می شوند، و اگر از عقل سالمی برخوردار باشند، توجه شان به سمت الهیات جلب شود. پس در این وادی ورود می کنند و… .

پ.ن : نویسنده این مطلب نمیخواست فاش شود که کیست !!

ای مردم

…ای مردم ، سرکشی شما فقط ، به زیان خود شماست. تنها بهره ای[کوتاه] از زندگی دنیا می برید. عاقبت بازگشت شما به سوی خدا خواهد بود،
پس شما را از آنچه انجام می دادید با خبر خواهیم کرد.
یونس/23

ارتباط سریع با افراد مختلف

با توجه به برسسی های انجام شده مهمه که ادن ارتباطاشو با بعضی ازافراد حفظ کنه

و یا ارتباط در حد سلام و علیک خودشد بهبود ببخشه و یه رابطه جدید ایجاد کنه

اونم به سرعت

شما هیچگاه فرصت دوباره ای برای اصلاح تأثیر برخورد اول تان با یک شخص نخواهید داشت؛ این یک قانون است.

پس از راه های زیر خوبه که ادم استفاده کنه :

  1. موقع معرفی آخر مکالمه شماره ی طرفو بگیرید

  2. استفاده از شبکه های اجتماعی باز هم همینو آخرش بگیرید

  3. اگر مجددا طرف رو دیدیی سلام علیک گرم کنید و از اولین دیدار صحبت کنید

  4. اسم و فامیل افراد رو به خاطر بسپارید. میتونید از تکنیک قصر ذهنی استفاده کنید

اطلاعات بیشتر:

http://digiato.com/?p=69730

پ.ن : این مقاله کامل نیست ولی خوب همون چیزاییه که به ذهنم رسید.

ور ور ور ور

به نام خدا

یک قسمتی از فیلم 7 بود که اون یارو قاتله  تو خاطراتش نوشته بود:

من خیلی سعی کردم که مثل مردم عادی به چیزهای معمولی و روزمره فکر کنم وقتی تو قطار بودم سعی کردم در مورد هوا با بغل دستیم صحبتکنم وقتی شروع کردم روش بالا آوردممو قاه قاه خندیدم!

خوب این قسمتش خیلی حرف داشت واسه گفتن…خیلی از مردم در طول روز با هم شاید یا شاید با کسانی که نمی شناسند در مورد موضوعات کمارزشی مانند  هوا یا استقلالی هستی یا پرسپولیسی حرف می زنند.

نمی دونم ! 2 حالت داره … یا مشکل از منه یا از اونا… یعنی چطور ممکنه  تو در مورد گل دیشب یوونتوس حرف بزنی در حالی که در همین مدت زمان صد ها موضوع اساسی تر برای حرف زدن مانند دین و … وجود داره …

نمی گم این من این جور نیستم .منم وقتی در شرایطش قرار می گیرم این جوری حرف می زنم و بعدش کلی حصرت میخورم …نه افسوس می خورم

…همین