منطق قضیه سادس!

ببینید… بسیار #ساده است!

کار #خوب نجام بده، #پاداش بگیر!

به همین راحتی… نمیدونم چرا بعضی ها ، با اشاره به افرادی خاص ، کار را سخت میکنند و زندگی را پوچ می پندارند ، جامعه را سیاه میبینند دنبال #هدف برای زندگی اند ، عرفان ها و عشق به خدا را توهم میدانند ، #اسلام را دین عقب زدگی می دانند و هزاران حواشی دیگر که نتیجه اش میشود و همین موج ، بهتر بگویم #اپیدمی ، #افسردگی و و اصطلاحاً دِپ زدن…. خیلی سادس ، دوست بدار تا دوستت بدارند ، باور کن تا فیکون شود و…

همان جمله ی اولم گویای همه چیز است. کار خوب کن تا پاداش بگیری…

بقیه اش را بسپار به دست خودش ?

پ . ن : ببخشید یه نمور پراکننده است ،مهم لپ کلامه که فهمیدید… اسم این نوشته ها رو میزارم : #تراوشات_ذهنی من

۱۵ آذر ۹۳

نوشتن یا ؟؟؟

من چند وقته که مینیویسم… همین جوری

خیلی وضعیت روانی و فکریم بهتر شده

یه دفتره خوشگل و دوست داشتنی دارم که فقط توش مینیویسم. حالا هرچی که باشه

یه جورایی ذهنمو روش خالی میکنم

 

این کارو از وقتی شروع کردم که فهمیدم مزایای نوشتن و خاطره نویسی چی هست. یکی از همین مزایا اینکه ذهن شما باور میکنه که افکارش یه جای مطمئن ذخیره میشن بکابراین هی بهشون فکر نمیکنه و باعث از بین رفتن تمرکز شما نمیشه. خوب منطقی و جالبه.

 

به این فکر کردم که اون موقع ادات نوشتن زیاد در دسترس نبود افکار چه  اه حل جایگزینی براش داشتن؟ آیا این راه حل بهتره ی یا اون یکی. به زندگی ائمه نگاه کنید. اونا بهترین الگو ها و موفق ترین افراد بودند. اون ها ساعت ها در شب و روز فقط با تدا مناجات میکردند. باهاش حرف میزند. خوب اونا باور داشتن که خدا حرفاشونو میشنوه و میدونستن که خدا هیچ وقت فراموش نمیکنه. مثل کاغذ. کاغذ فانیه ولی اون نیست. حرف زدن با خدا مزیت دیگه ای که نسبت به کاغذ و مداد معمولی داره اینکه برات اگه بخواد یه کاری انجام میده. صرفا نمیشنوه ،بلکه کمکت هم میکنه. اصلا همه چیو نمیشه رو کاغذ آورد. احساسات ، اشک ها ، شادی ها و … این چیز هارو نیاز نیست به خدا بگی. خودش میشنوه.

 

خوب حالا ترجیح میدید بنویسید یا به خدا بگید؟

میدونم برای رسیدن به اون درجه از ایمان و باور که خدا خیلی خفنه و الله الکبر راه زیادی در پیشه و کار سختیه ولی واسه تمرین هم شده میحوام کم کم بعضی از حرفا رو فقط فقط به خودش بگم.

پ.ن : میدونم که میدونه. ولی میدونم که میخواد که ازش بخوام و بهش بگم!!

و آنگاه که خدایی نبود

و آنگاه که به آسمان چشم می دوختم… زلال..آبی… و خدایی نبود …و تکه ابری که بر این رود قلت می خورد… و آن من بودم که خدا را در پوچی میافتم…همین

از عرفان لباچفسکی

ایده از نوشته ا ی از مهدی فیض کریملو

اثر بعضی چیزا…

به نام خدا

گاهی اوقات آدم می گه … اره اره تو راست می گی باشه … ولی بعد یا خیلی بعد تر که بهش فکر می کنه میگه خیلی جالبه و یا قطعا حقیقت داره

مثال میزنما : گقتن بسم الله اول یه کاری واقعا جواب می ده … واقعا

می تونم هزاران مثال بیارم که اینجوریه : مثل پروژه هایی که نصفه موند … کارهایی که نشد .و ….

یا جادوی صلوات رو در نظر بگیرید … بعضی چیزا رو نمی تونم بگم که چرا ویا چجوری کار میکنه یا اثبات کنم که کارمی کنه یا نه … به قول آقای افشار:

برید نگاه کنید!

هرچند این جملش رو اعصابمه ولی … راست می گه!

هدف از خلقت انسان

به بیانی دقیق تر؛ هدف فاعل در آفرینش یک موجود خاص مانند انسان، نیازمند یک نکته‏ى ویژه است. این نکته درباره‏ى انسان عبارت است از: کمال خاصى که خداوند مى‏خواست با خلقت انسان آن را بیافریند.

منبع: هدف از خلقت انسان | اسلام پدیا.

با تشکر از آقای افشار و منبع

خدایا شکرت

بعضی مواقع بعضی موقعها چوری سوپرایزت میکنه که نمی فهمی از کجا خوردی!!

چیازی در کافه بازار برای اندروید.

بسم الله ارّحمن ارّحیم

خدایتعالی کلام خود را به نام خود که عزیزترین نام است آغاز کرده ، تا آنچه که در کلامش هست مارك او را داشته باشد، و مرتبط با نام او باشد، و نیز ادبی باشد تا بندگان خود را به آن ادب ، مودب کند، و بیاموزد تا در اعمال و افعال و گفتارهایش این ادب را رعایت نموده ، آن را با نام وي آغاز نموده ، مارك وي را به آن بزند، تا عملش خدائی شده ، صفات اعمال خدا را داشته باشد، و مقصود اصلی از آن اعمال ، خدا و رضاي او باشد، و در نتیجه باطل و هالک و ناقص و ناتمام نماند، چون به نام خدائی آغاز شده که هلاك و بطلان در او راه ندارد.

دلیل قرآنی وجود بسم الله در اول سوره ها:

آنچه براي رضاي او و به خاطر او و به احترام او انجام نشود باطل و بی اثر خواهد بود، و نیز فرموده : بزودي بیک یک اعمالی که بندگانش انجام داده می پردازد، و آنچه به احترام او و به خاطر او انجام نداده اند نابود و هباء منثورا می کند، و آنچه به غیر این منظور انجام داده اند، حبط و بی اثر و باطل می کند، و نیز فرموده : هیچ چیزي جز وجه کریم او بقاء ندارد، در نتیجه هر چه به احترام او و وجه کریمش و به خاطر رضاي او انجام شود، و به نام او درست شود باقی می ماند، چون خود او باقی و فنا ناپذیر است ، و هر امري از امور از بقاء، آن مقدار نصیب دارد، که خدا از آن امر نصیب داشته باشد.

غرض از سراسر قرآن یک امر است ، و آن هدایت است ، که در آغاز قرآن این یک عمل با نام خدا آغاز شده است

اغراض و مقاصدي که از هر سوره بدست می آید مختلف است ، و هر سوره اي غرضی خاص و معناي مخصوصی را ایفاء می کند، غرضی را که تا سوره تمام نشود آن غرض نیز تمام نمی شود، و بنا بر این جمله ((بسم الله )) در هر یک از سوره ها راجع به آن غرض واحدي است که در خصوص آن سوره تعقیب شده است .

ترجمه تفسیر المیزان جلد 1 صفحه 26 و 25 و 27