گام‌هایت را محکم بر زمین کوب

۱۱. … و انفاق از دست گذاشتن همه چیز است، انفاق جان، مال، زندگی، زن و فرزند است. چه در راه عقیده، چه در راه مردم. این ها همه «فتنه» اند. باید دنیا را پلید بشماری و شب و روزت را وقف کنی. آن هم نه در گوشه تنبلی و بی مسئولیتی زهد و ریاضت و عبادت و اعتکاف …. بلکه در متن جهاد و اجتهاد و مردم و عقیده و عمل.
شریعتی – مسئولیت شیعه بودن

۱۲. و من كلام له عليه السلام لابنه محمد بن الحنفية لما أعطاه الراية يوم الجمل

تَزُولُ الْجِبَالُ وَ لَا تَزُلْ عَضَّ عَلَى نَاجِذِكَ أَعِرِ اللَّهَ جُمْجُمَتَكَ تِدْ فِي الْأَرْضِ قَدَمَكَ ارْمِ بِبَصَرِكَ أَقْصَى الْقَوْمِ وَ غُضَّ بَصَرَكَ وَ اعْلَمْ أَنَّ النَّصْرَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ
ترجمه:
به فرزندش «محمّد بن حنفيّه»، آنگاه كه در روز جمل پرچم فرماندهي را به دستش مي‏سپرد.

كوهها فرو ريزند ولي تو همچنان استوار باش. دندان غيرت و حميّت به فشار و بر قلّه ‏هاي عزم و اراده گام بردار. جمجمه خويش را به خدا وام ده و گامهايت را محكم بر زمين كوب. پايانه دشمن را زير نظر گير و ديدگانت را بر برق شمشير خيره مساز، و بدان كه پيروزي از سوي خداست.

۱۳. اگر اهمیت کاری که انسان سرگرم آن هست برای انسان معلوم شود، دیگر مسامحه در کار نخواهد بود؛ دلسردی و نومیدی در میان نخواهد بود. وقتی فهمیدیم کاری که ما داریم انجام میدهیم، چقدر مهم است برای حیات جامعه و حیات کشور، آن وقت خودِ این، نیروئی در درون ما به وجود می‌آورد که بر همه‌ی مزاحمهای بیرونی فائق میشود.
لذا توصیه‌ی اول ما به همه این است که آن کاری را که محول به آنهاست، با شوق، با علاقه – به هر دلیل اجتماعی و فردی که به سمت آن کار کشیده شده‌اند – قدر بدانند، ارج بنهند، اهمیت بدهند و کار را درست انجام بدهند. مکرر این گفته‌ی پیامبر عظیم‌الشأن را عرض کردیم که فرمود: «رحم اللَّه إمراً عمل عملاً فاتقنه»؛( خداوند فردی را كه كار نیكویی انجام دهد و آن [كار] را محكم ومتقن گرداند، مورد رحمت قرار میدهد. مسائل علی بن جعفر و مستدركاتها، علی بن جعفر (علیه السلام) ص ۹۳ ) رحمت خدا بر آن انسانی که کاری را به دست میگیرد و آن را متقن و درست و کامل انجام میدهد. این در مورد من، شما، یکایک افراد کارگر، معلم، پرستار و سایر مشاغل و حرفه‌ها و مسئولیتها صادق است. کاری را که به عهده گرفتیم، آن را متقن و کامل انجام بدهیم. ۱۳۸۸/۰۲/۰۹

بیانات در دیدار جمعی از معلمان و پرستاران و کارگران

پ.ن: قسمت قبل

در پایان محرم…

حرف واسه گفتن که زیاده

ولی بیشترشون قبل از اینکه به زبان بیایند محو میشوند

یه تسلیت مجدد و اینبار با عشق بیشتر به آقا به خاطر مصیبت وارده

ولی اگه بخوام از تجربم بگم

میتونم خدارو شکر کنم به خاطر اینکه واقعا احساس میکنم رشد کردم

از لحاظ روحی

واقعا هر محرم و رمضان یه تولد دوبارس

و دوباره خداروشکر کنم به خاطر اینکه بهترین رفیقامو 10 شب دیدم

و یه خدا قوت بگم به هیئت میثاق با شهدای دانشگاه امام صادق  (ع)

و یه تشکر به حاج آقا پناهیان

بیشتر از این چیزی نمیتونم بگم . ندارم که بگم 🙂

پ.ن : غلط کردم! موسیقی خوب نیست به ولله 😐

هیئت شماره دو

لطفا قبل از آمدن به هیئت جوراب های خود را بشویید و حمام کنید.

ممنان 🙂

چرا؟

“چرا مشکی پوشیدی؟”

یهو به خودم اومدم. خواهرم 8 ساله ام بود که اینا پرسید. داشتم آماده میشدم برم مدرسه.

“خوب چون نشون بدیم عزاداریم برای امام حسین (ع) ”

در حال که داشت میرفت تو اتاقش می گفت : ” آره خیلیی… ”

و من دوباره به فکر فرو رفتم… چرا اینو گفت؟ آیا واقعا عزاداریم یا …

هیئت ، نخست

حرف که زیاده برای گفتن در مورد هیئت … انشالله خورد خورد میگم:

  1. اگه خواستید دشمن های اسلام رو بترسونید دعوتشون کنید به مجالس سینه زنی… هیبت و اقتدار رو میبینید . خودم چند بار واقعا احساس افتخار و ترس کردم از این همه اربده و انرژی و عزم بودن جزم و .. “این جماعت اگر به کوهی در بیایند اون رو با خاک یکسان خواهند کرد”

  2. خیلی دعا کنید … از خدا بخواید که توفیق گریه کردن بهتون بده … به هر کسی این اجازه داده نمیشه ! وای به حالتون بفهمید که این اجازه به شما داده نشده 🙁

حس بدیه…

میدونم که میگم