مفاهیم و عواطف – بخش دوم

قرآن کریم در عین حال مساله عواطف پاک و درست و آثار خوبی که آن عواطف در تربیت افراد دارد از نظر دور نداشته، اثر آن را در ،استواری امر جامعه پذیرفته، در آیه شریفه: أشداء علی الکفار رحماء بینهم* دو صفت از صفات عاطفی را به عنوان دو صفت ممدوح مؤمنین ذکر کرده، می‌فرماید مؤمنین نسبت به کفار خشن و بیرحمند، و نسبت به خودشان مهربانند.
و در آیه: لتسکنوا إلیها و جعل بینکم مودة و رحمة* مودت و رحمت را که اموری عاطفی هستند، دو تا نعمت از نعم خود شمرده و فرموده، از جنس خود شما، همسرانی برایتان قرار داد، تا دلهایتان با تمایل و عشق به آنان آرامش یابد، و بین شما مردان و همسران مودت و رحمت قرار داد، و در آیه: قل من حرم زینة الله التی أخرج لعباده و الطیبات من الرزق* علاقه به زینت و رزق طیب را که آن نیز مربوط به عواطف است مشروع معرفی نموده، به عنوان سرزنش از کسانی که آن را حرام دانسته‌اند، فرموده: (بگو چه کسی زینت‌ها و رزق طیب را که خدا برای بندگانش پدید آورده تحریم کرده است؟).
چیزی که هست قرآن کریم عواطف را از راه هماهنگ شدن با عقل تعدیل نموده، عنوان پیروی عقل به آنها داده است، به طوری که عقل نیز سرکوب کردن آن مقدار عواطف را جایز نمی‌داند.
در بعضی از مباحث سابق نیز گذشت که یکی از مراحل تقویت عقل در اسلام این است که احکامی را که تشریع کرده بر اساس تقویت عقل تشریع کرده، به شهادت این که هر عمل و حال و اختلافی که مضر به استقامت عقل است و باعث تیرگی آن در قضاوت و در اداره شؤون مجتمعش می‌شود تحریم کرده، نظیر شرب خمر، و قمار، و اقسام معاملات غرری، و دروغ، و بهتان، و افترا، و غیبت، و امثال آن.

تفسیر المیزان

بخش اول

مفاهیم و عواطف – بخش اول

دلیل پیوند بین مفاهیم و عواطف در اسلام كاملًا روشن است؛ زیرا اسلام مفاهیم و افكار را جداى از عمل و پیاده شدن نمى‌خواهد، بلکه آنها را به‌عنوان نیروهاى محركه‌ای براى ساخت یک زندگى كامل در چارچوب و قلمرو آن مفاهیم و افکار مى‌خواهد و بدیهى است كه افكار و مفاهیم چنین كاركردى نخواهند داشت مگر اینكه شكلى عاطفى به خود بگیرند. وقتى افكار و مفاهیم، احساساتى مناسب خود و عواطفى پشتیبان خود ایجاد كنند، این عواطف و احساسات نقشی مثبت در جهت‌دهى حیات عملى و رفتار كلى انسان‌ها پیدا خواهند كرد. به‌عنوان مثال مفهوم مساوات كه یكى از مهم‌ترین مفاهیمى است كه اسلام بدان نوید داده است، نمى‌تواند در حوزه عملى، ثمره و نتیجه مطلوبى داشته باشد مگر آن‌كه از آن، عاطفه و احساسى مانند حس برادرى همگانى برآید؛ همان حسى كه اسلام آن را در مسلمانان پدیدار كرد و آن را به مفهوم خاص خود از مساوات، پیوند داد تا این مفهوم در قالب احساسی تپنده‌ قرار گیرد كه توان ایجاد حركت و هدایت انسان‌ها بر اساس اقتضائات آن مفهوم را داشته باشد.

آیت‌الله شهید سید محمدباقر صدر – رسالت ما (جلد پنجم گزیده آثار)، ص ۴۴۵.

نگاهی به کتاب سبک زندگی

نویسنده : محمدرضا زائری – نشر آرما

بهترین توصیف برای این کتاب اینه: دریاچه ای به عمق یه وجب

هرچند تو هر ۲ یا ۳ صفحه بند یا پاراگرافی بود که دست زیر چانه میگذاشتم و میگفتم : جالبه! ولی برای این نبود که به نکته ی عمیقی اشاره کرده باشه. بلکه نکته ای رو میخوندم که مصداق جالبی بود یا مسئله ای که خیلی بهش توجه نمی‌شد رو مورد بررسی قرار می‌داد.

کتاب پر هست از فصل های کوتاه کوتاه. که اکثرشون بریده هایی از روزنامه و مصاحبه هایی است که آقای زائری انجام دادند برای همین وقتی این کتاب رو می‌خونید بیشتر از اینکه حس کتاب رو بهتون بده، حس ژورنال و روزنامه ها رو میده. یک مطلب ممکنه چند بار تکرار بشه و اضافه گویی زیاد داشته باشه! به طور کلی بحث کتاب سیری نداشت و شما رو از نقطه ای به نقطه ای نمی‌یرد. بلکه اطلاعاتون رو به صورت پراکنده زیاد می‌کرد.

به وضوح معلوم بود که محتوای کتاب به دلیل دغدغه ی رهبری و در دنباله ی اون تالیف شده و همین باعث شده که نویسنده نتونه چندین نظر مختلف رو توی کتاب بگنجونه. برای مثال در این کتاب نقش رسانه های صوتی تصویری خیلی شدید نشون داده میشه در حالی که اشخاص و افکاری هستند که مخالف این قضیه هستند. خوب بود آماری یا استدلالی برای این دسته تفکر ها (و به طور کلی تفکر مخالف) آورده می‌شد. کتاب خیلی سعی کرده بود به سبک زندگی سنتی اصالت بده و اون رو درست جلوه بده در حالی که به نظرم میتونیم به جمعی از سبک زندگی مدرن و سنتی برسیم.

روایت هایی هم که استفاده می‌شد بسیار ناب و به جا بود و با این قسمتش خیلییی حال کردم!

کتاب بیشتر از اینکه به «پدیده ی سبک زندگی و تاثیر اون روی دیگر چیز ها» بپردازه روی «مصادیق» پرداخته. البته صحبت درمورد این مسئله ناخودآگاه این رویه رو هم اقتضا می‌کنه ولی جا داشت که بیشتر به این مسئله و حواشیش پرداخته می‌شد تا اینکه یه تعریف از سبک زندگی بارها و بارها تکرار بشه. (هرچند به نظرم مولف تونست به اندازه ی کافی در این حوزه ایجاد دغدغه برای خواننده بکنه!)

یکی از چیز های جالب کتاب، نشانه کتاب یا همون bookmark بود که میتونستید از ته کتاب جدا کنید و راحت ازش استفاده کنید. من که خیلی باهاش حال کردم و برای خودم چند تا ساختم!

بخش تصاویرش هم که خیلی تباه بود ????

پ.ن : جزو اولین کتاب هایی بود که به طور جدی توشون حاشیه نویسی (از نوع «هرجور که بخوام») استفاده کردم و حال داد. حاشیه نویسی رو به شما هم پیشنهاد میکنم!

پ.ن۲ : دارم نقد نوشتن رو تمرین می‌کنم. اولاشه…

وقتی تو دل تجمل پرستی باشی میفهمی

کلا وقتی از بیرون آدم نگاه میکنه نمیفهمه که چقدر مقابله خودنمایی و تجمل پرستی و تبرج ها و در ادامه اش مبارزه با حسرت داشتن مال بیشتر و لباس شهرت سخته. ولی وقتی چهارتا ماشین با کلاس سوار میشی و میری یه دوری اون بالا شهر ها میزنی، دلت میخواد، حقیقتا هم دلت میخواد! واسه همینه که میگن مال و منال دنیا آدم رو “غرق” میکنه. یعنی وقتی شکمت پر میشه از این چیزا بقیه چیز هارو نمیبینی. وقتی یه ذره شیرینی این چیزا میاد زیر دهنت و پشتت باد میخوره هرچی مظلوم و مسکینه از یادت میره. خلاصه اینکه خودمون رو نبازیم. اون دنیایی هم هست که این چیزا به درد نمیخورن.

اعلموا إنما الحیوة الدنیا لَعِبٌ وَ لَهوٌ و زینَةٌ و تَفاخر بینکم و تکاثرٌ فی الاَمْوالِ و الأولاد” (بدانید که زندگی دنیا تنها بازی و سرگرمی و تّجمل پرستی و فخرفروشی در میان شما و افزون طلبی در اموال و فرزندان است.)
پ.ن ۱: حواستون به رفیق هاتون باشه!
پ.ن ۲: وقتی داشتم در مورد خودبینی و ریا و تجمل پرستی و تفاخر و … سرچ میکردم چند مورد اول بلا استثنا به زنان اختصاص داشت. نکن برادر من، اسلام رو اینجوری به بقیه معرفی نکن. تاکید اسلام روی تجمل پرستی زنان نیست اصلا (این مشکل خیلی سطح پایین تر از این حرفاست)، مسئله ی اسلام همین تجمل پرستی و مال پرستیه. همین آهیه که یه یتیم و فقیر میکشه و کاخ تجملگرا ها رو ویران میکنه. خواهش میکنم اسلام رو درست معرفی کنیم!

حق مومن بر مومن

۱. معلی بن خنیس گوید: از امام صادق – علیه‏السلام – درباره‏ ی حق مؤمن پرسیدم.
فرمود: هفتاد حق است که جز هفت حق را به تو نمی‏گویم، زیرا به تو مهربانم، و می‏ترسم تحمل نکنی.
عرض کردم: بلی؛ ان شاء الله.
فرمود: تو سیر نباشی و او گرسنه، و پوشیده نباشی، و او برهنه، و راهنمای او باشی، (و برای او مانند) پیراهنی (باشی) که می‏پوشد (از لباس کهنه شما نباشد) و زبان گویای او باشی و برای او بخواهی آنچه را برای خود می‏خواهی، و اگر کنیزی داری او را بفرستی تا فرش و بسترش را مرتب کند، و در شب و روز در حوائج او کوشا باشی. پس چون چنین کردی ولایت خود را به ولایت ما رسانیده‏ای و ولایت ما را به ولایت خدای عزوجل. [۱] .
ادامه خواندن حق مومن بر مومن

عرق بیدمشک و کوکاکولا

کتاب سبک زندگی – زائری

قلب انسان

​من می‌خواهم خیلی کوتاه، در یک بحثی وارد شوم. ما وقتی ابعاد وجودی انسان را ارزیابی می‌کنیم، می‌گوییم: با ارزش‌ترین بُعد وجودی انسان، قلب انسان است. با ارزش‌ترین بُعد انسان، عقل، نفس و اعضا و جوارحش نیست، بلکه قلب انسان است. چون قلب انسان، جایگاه خداوند است، با ارزش‌ترین بُعد وجودی او است. عقل دنبال خدا می‌گردد، خداجو است. اّما آنکه خدا را در خود می‌گیرد قلب است.

آیت الله مجتبی تهرانی

پ.ن: همه چیز در مورد خداست …

مرغ

– مامان … اون آقائه چرا داره مثل مرغ نوک میزنه؟

– نه دخترم … ایشون داره نماز می‌خونه!

خبر مرگ

  1. پیامبر اکرم (ص) بر مرگ فرزندش ابراهیم اشک میریخت، وقتی برخی به ایشان اعتراض کردند، پیامبر در جواب فرمود: چشم میگرید و قلب اندوهناک می‏شود، ولى چیزى که خدا را به خشم آورد نمی‏گویم.

کلینی، محمدبن یعقوب، کافی، ج ۳، ۲۶۲۲

2.پیامبر(ص) گاهی اوقات که امام حسین ع را در کودکی می‌دیدند ٬ بر مصیبتی که هنوز بر ایشان وارد نشده بود می‌گریستند.

  1. مستحب است تشییع کننده میت در حال خشوع و تفکر باشد و چنین تصور کند که خود او را برداشته و می برند و او بازگشت به دنیا را خواهش کرده و اجابت شده است.

كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَیْرِ فِتْنَةً وَإِلَیْنَا تُرْجَعُونَ  – انبیا۳۵

ادامه خواندن خبر مرگ

تسلیم اکثر مردم در برابر لذائذ مادی موجب دوری آنها از حق و پذیرش سنت‌های احساسی است

​و در سنت‌های احساسی که صاحبان تفکر مادی برای خود باب می‌کنند، (همان طور که گفتیم) عقل و نیروی تعقل دخالتی ندارد مگر به مقداری که راه زندگی را برای کامروایی و لذت بردن هموار کند، پس در سنت‌های احساسی تنها هدف نهایی که هیچ چیز دیگری نمی‌تواند معارض آن باشد، همان لذت بردن است و بس و تنها چیزی که می‌تواند جلو شهوترانی و لذت بردن را بگیرد، لذت دیگران است. پس در این گونه نظامها هر چیزی را که انسان بخواهد قانونی است، هر چند انتحار و دوئل و امثال آن باشد، مگر آنکه خواست یک فرد مزاحم با خواست جامعه باشد، که در آن صورت دیگر قانونی نیست.

و اگر خواننده محترم به دقت اختلاف نامبرده را مورد نظر قرار بدهد آن وقت کاملا متوجه می‌شود که چرا نظام اجتماعی غربی با مذاق بشر سازگارتر از نظام اجتماعی دینی است، چیزی که هست این را هم باید متوجه باشد که این سازگارتر بودن مخصوص نظام اجتماعی غربی نیست و مردم تنها آن را بر سنت‌های دینی ترجیح نمی‌دهند، بلکه همه سنت‌های غیر دینی دایر در دنیا همین طور است، و از قدیم الایام نیز همین طوری بوده، حتی مردم سنت‌های بدوی و صحرانشینی را هم مانند سنت‌های غربی بر سنت‌های دینی ترجیح می‌دادند، برای اینکه دین صحیح همواره به سوی حق دعوت می‌کرده و اولین پیشنهادش به بشر این بوده که در برابر حق خاضع باشند، و بدویها از قدیم‌ترین اعصار در برابر بت و لذائذ مادی خضوع داشتند.

و اگر خواننده، حق این تامل و دقت را ادا کند آن وقت خواهد دید که تمدن عصر حاضر نیز معجونی است مرکب از سنت‌های بت‌پرستی قدیم، با این تفاوت که بت‌پرست قدیم جنبه فردی داشت و در عصر حاضر به شکل اجتماعی در آمده و از مرحله سادگی به مرحله پیچیدگی فنی در آمده است

تفسیر المیزان ج4 ص 162