مفاهیم و عواطف – بخش اول

دلیل پیوند بین مفاهیم و عواطف در اسلام كاملًا روشن است؛ زیرا اسلام مفاهیم و افكار را جداى از عمل و پیاده شدن نمى‌خواهد، بلکه آنها را به‌عنوان نیروهاى محركه‌ای براى ساخت یک زندگى كامل در چارچوب و قلمرو آن مفاهیم و افکار مى‌خواهد و بدیهى است كه افكار و مفاهیم چنین كاركردى نخواهند داشت مگر اینكه شكلى عاطفى به خود بگیرند. وقتى افكار و مفاهیم، احساساتى مناسب خود و عواطفى پشتیبان خود ایجاد كنند، این عواطف و احساسات نقشی مثبت در جهت‌دهى حیات عملى و رفتار كلى انسان‌ها پیدا خواهند كرد. به‌عنوان مثال مفهوم مساوات كه یكى از مهم‌ترین مفاهیمى است كه اسلام بدان نوید داده است، نمى‌تواند در حوزه عملى، ثمره و نتیجه مطلوبى داشته باشد مگر آن‌كه از آن، عاطفه و احساسى مانند حس برادرى همگانى برآید؛ همان حسى كه اسلام آن را در مسلمانان پدیدار كرد و آن را به مفهوم خاص خود از مساوات، پیوند داد تا این مفهوم در قالب احساسی تپنده‌ قرار گیرد كه توان ایجاد حركت و هدایت انسان‌ها بر اساس اقتضائات آن مفهوم را داشته باشد.

آیت‌الله شهید سید محمدباقر صدر – رسالت ما (جلد پنجم گزیده آثار)، ص ۴۴۵.

چند وجهی

من متاسفانه یه اخلاقی دارم و اونم اینکه بین هر جمع از اطرافیانم یه وجهه شخصیت از خودمو به نمایش گذاشتم یعنی بین هر جمع کلامم و رفتارهام متفاوت از دیگریه. حالا این اطرافیان میتونن خانواده، گروه کاری، گروه دوستی ، تشکل های دانشجویی، کلاس های درس یا حتی یه شخص به تنهایی باشه. اگه یه دوربین به من وصل کنید و این شخصیت ها و طرز برخورد هامو ببینید شاید در نگاه اول من یه آدم چندشخصیتی و در بهترین حالت متناقض و سست اراده به نظر بیام. این قضیه برای من مشکلی بوجوپ نیاورده بود تا زمانی که مجبور شدم چند تا ازین جمع هارو ادغام کنم و یعنی همزمان اطذافم چندنفر از جمع های مختلف کنارم باشن. وقتی این اتفاق افتاد من مذبوحانه سعی کردم بین شخصیت های متضاد خودم جمع قائل شم ولی وقتی دیدم به شدت شکست میخورم ناخودآگاه متمایل شدم به شخصیتی که قوی تر، سالم تر و قابل دفاع تر بود.

خلاصه اینکه یک پارچه باشید تا مثل من به مشکل نخوردید.

پ.ن : من واقعی نه همه ی اینهام و نه هیچکدومشون!

والینتداری

ولایتنداری و تبعیت نکردن از دیگری به نظر من یکی از ارکان بدبختی (!) جامعه ماست.
این که شما به حرف رئیس و مدیر تیمی که دارید توش کار میکنید ، یا به حرف معلمتون ، یا به حرف پدر و مادرتون یا … به حرف کسی که نسبت به شما (در اون کار خاص) ولایت دارد گوش ندهید نتیجه اش چیزی جز شکست نیست.
گوش کردن به حرف یک شخص دیگر (رئیس) واقعا یکی از واضح ترین ارکان اصلی موفقیت تیم هست. (حتی اگر اون دستور اشتباه باشد)
من دیروز خودم دیدم که خود رای بودن یک نفر توی یک تیم نتیجه اش چیزی جز نابودی اتحاد و نقصان کار نبود!

پ.ن: 2 یا 3 بند دیگه نوشته بودم و در مورد چرایی این تبعیت و همچنین درمورد تیم بودن افراد نوشته بودم (که باید کنار هم باشند و اینا!!!) ولی الان که فکر میکنم میبینم انقدر این مبحث واضح هست که صرفا نیاز به تذکر داشت ته تشریح. خلاصه این که
“التماستون میکنم که ولایتمداری رو بقیه یاد بدید”

کلمات

انسان ها برای زندگی در کنار یکدیگر باید چیز هایی که تو مغزشون میگذرد رو به هم منتقل کنن. که خوب ما بهش تفکرات و احساسات. برای این کار میان جنس تفکر رو به جنس زبان عوض میکنم و بعد از اینکه منتقل کردنش فرد گیرنده میاد این زبان رو برمیگردونه به جنس تفکرات و میزاره تو مغزش. بنا براین خیلی مهمه که ما هدف از خلقت زبان رو فراموش نکنیم. و سعی نکنیم باعث شیم افراد به تفکراتمون شک کنن. پس بهتره که تا میتونیم ذهن هامون و احساساتمون رو به روز بدیم. و حرف بزنیم. برای همین بعضی از کلمات بار سنگینی رو به دوش میکشن . تفکرات و احساسات عمیقی رو منتقل میکنن. مثل : دوستت دارم ، خدا ، رفیق ، زندگی ، تغییر ، هدف ، آرامش ، انگیزع و …
سعی کنیم که از این کلمات بیشتر استفاده کنیم و بیشتر بگیم که احساسمون راجع به هرکدوم چیه و درموردش چی فکر میکنیم 🙂

پ.ن : پست یهویی بود. پس سخت نگیرید.

بررسی تلگرام شماره 1

خیلی جالبه که تلگرام اینقدر بین ایرانی ها نفوذ پیدا کرده و اینقدر فیلتر شدن و نشدنش برای مردم دغدغه شده که حتی تو رسانه ملی هم سرش دعواس. یعنی این دغدغه از بطن جامعه میاد. نشون میده که استفاده از شبکه های اجتماعی خیلی فراگیر شده. برای همین خیلی خوبه که فکر کنیم چرا از بین این همه شبکه اجتماعی تلگرام مفتخر به گرفتن این جایگاه شده. اگر دقت کنید وایبر هم همین جوری بود. ولی تلگرام به خاطر دو ویژگی خیلی بهتر از وایبر عمل کرد. اولین ویژگی سرعتش هست.بسیار محتوا های مبادله شدش سبکه و همین خیلی انعطاف پذیرش میکنه رو اینترنت نفتی موبایل ها. ویژگی دومش هم انعطاف پذیری رابط کاربری و نحوه ی رسوندن محتوا به مخاطبه. از گروه هاش بگیر که تو وایبر بود تا ویژگی خیلی مفید ریپلای کردن و جواب دادن به پیام. و نحوه ی دسترسی به مردم با آی دی. و کانال هاش و ربات هاش و کلی ایده خلاقانه دیگه که میشه گفت داره تبدیل به پلتفرم میشه.
یه ویژگی کوچولوش هم مدیریت رابط کاربریه و که من میخوام نوتیفیکیشن های فلان گروه و کانال بیاد یا نیاد یا اگه پیغام از عشقم اومد فلان شدا رو در بیارو و اینا.
ولی جدای از این بحث ها خیلی خوبه که به این قضیه بپردازیم که چرا “نیاز به اپ های مسنجر مثل تلگرام” بوجود آمد. انشالله در پست های بعد…

پ.ن : بازم در مورد تلگرام پست دادم 😐

ارتباط سریع با افراد مختلف

با توجه به برسسی های انجام شده مهمه که ادن ارتباطاشو با بعضی ازافراد حفظ کنه

و یا ارتباط در حد سلام و علیک خودشد بهبود ببخشه و یه رابطه جدید ایجاد کنه

اونم به سرعت

شما هیچگاه فرصت دوباره ای برای اصلاح تأثیر برخورد اول تان با یک شخص نخواهید داشت؛ این یک قانون است.

پس از راه های زیر خوبه که ادم استفاده کنه :

  1. موقع معرفی آخر مکالمه شماره ی طرفو بگیرید

  2. استفاده از شبکه های اجتماعی باز هم همینو آخرش بگیرید

  3. اگر مجددا طرف رو دیدیی سلام علیک گرم کنید و از اولین دیدار صحبت کنید

  4. اسم و فامیل افراد رو به خاطر بسپارید. میتونید از تکنیک قصر ذهنی استفاده کنید

اطلاعات بیشتر:

http://digiato.com/?p=69730

پ.ن : این مقاله کامل نیست ولی خوب همون چیزاییه که به ذهنم رسید.