شکافنده ی علم ، شکافنده ی زمان

به امام باقر ع “شکافنده ی علم” میگویند.
و میدانیم که امام باقر ع در زمان خودشان حوزه ی علمیه ای را تاسیس کردند که با توجه به معصومیت ایشان ، بهترین نظام آموزشی در این مدرسه ی علمیه بر قرار بود.
یک حس ریز ، خیلی لطیف و دلچسب، بهم میگه که اوج این شکافندگی علم نه در زمان ایشان بلکه در زمان فعلی که نیاز به یک سیستم آموزشی قوی هست، درخشان خواهد شد!
پ.ن : من که میدونم هیچ وزیر و وکیل و سفیری وبلاگ منو نمیخونه!! ولی باشد که پند گیرند.

اول مهر

  1. – خوب پسرم ، بازگشایی مدارس رو بهت تبریک میگم 🙂 . پسر با خنده : البته باید تسلیت بگید. بقیه حضار :ها ها ها
  2. معاون آموزش ابتدایی وزیر آموزش و پرورش نیز در تایید آمار 47 هزار دانش آموز مردودی در پایه اول ابتدایی، دیرآموز بودن تعدادی از این دانش آموزان را علت افت تحصیلی آنان عنوان داشت و برای رفع این مشکل خواستار مشارکت جمعی دست اندرکاران شده بود. – ایرنا 
  3. bring on the revolution – TED talk
  4. معلمی می گفت : وقتی دانش آموز از من می پرسد “آقا ما این ها رو میخونیم که چی بشه؟” انگار یه سطل آب یخ ریختن رو سرم !

ادامه خواندن اول مهر

عدالت آموزشی رعایت نمیشود حتی در اعلام نتایج

حتما شما هم میدونید که رتبه ی نفرات برتر کنکور سراسری رو یک روز زودتر از بقیه داوطلبین اعلام میکنند. نه … اشتباه نکنید! رتبه سایر داوطلبین رو یک روز “دیرتر” از نفرات برتر (یعنی تا رتبه 10 هر رشته که میشود 40 نفر از 850000 نفر) اعلام میکنند. چون همان طور که میدونید رتبه بر اساس تراز داده میشه و برای به دست آوردن تراز هر داوطلب باید همه ی اوراق کنکور تصحیح بشود. یعنی همان زمانی که نفرات برتر (که حدود .0.004 درصد کل داوطلبین هستند) از رتبه های خودشون خرسندد سایر داوطبین دارن کف و خون بالا می آورند. چون سهم زیادی از این داوطلبین یک سال تمام “استرس” کشیدند تا اون عدد لعنتی رو به دست آورند.

این گوشه ی خیلی ریزی از ناعدالتی آموزشی هست که دارد تو این سیستم فاسد سنجش و آموزش-پرورش اتفاق می افتد!

فاز آموزش پرورش با این سوابق تحصیلی چیه؟

قضیه از این قراره که با ایجاد آزمون تعیین سطحی مانند کنکور و همین طور ایجاد ارزشی به نام “مدرک تحصیلی” (نه سواد!) در بین عموم مردم ، آزمون ورود به دانشگاه کنکور تبدیل به غول کنکور میشود. چون به دلیل ورود بسیار زیاد داوطلبان به این عرصه باعث میشن که کنکور هی تبدیل به فیلتر قوی و قوی تری بشه! خوب بعد از یه حدی سخت تر شدن کنکور ، خود متولیان فهمیدن چه گندی زدند (یا چه گندی زده شده! ) بنابراین به جای حل ریشه ای این مشکل شروع کردند به ماستمالی کردن ارزش یابی. این جوری که قانون یا قانون هایی تصویب کردند برای تبدیل این ارزشیابی یک مرحله ای به یک ارزشیابی چند مرحله ای. (طبیعی است که حتی اگر با وجود درست برگزار شدن این ارزشیابی ها و استاندارد بودن آزمون ها باز هم نفس کار عوض نشده است). این ارزش یابی چند مرحله ای یعنی آزمون گرفتن متوالی در 3 یا 4 سال دبیرستان (نظام قدیم) و سپس جمع آوری و برآیند گیری از نتیجه ی دانش آموزان.
آموزش و پرورش و یا سازمان سنجش این قانون را به طور کامل انجام ندادند و صرفا معدل کتبی سال سوم را ، تاثیر 25 درصد قطعی دادند. بعد از اینکه 2 سال این آزمون ها برگزار شد، خانومی از پذیرفته شدگان کنکور به این قانون اعتراض کردند و توی قانون مشکلی پیدا کرد (و به دیوان عدالت شکایت کردند که چرا عدالت رعایت نمیشه و ) چرا در 3 سال این دستور العمل یعنی امتحانات نهایی انجام نمیگیرد. در حالی که در قانونی که در مجلس تعیین شد باید هر 3 یا 4 سال امتحانات نهایی می بود و توسط آموزش و پرورش گرفته می شدند. ( و این چنین با پیدا کردن مشکل تونستند درصد قطعی رو به درصد مثبت تبدیل کنند.) (البته با این کار برای افرادی که معدل های متوسط رو به بالا گرفته اند تاثیری ندارد و صرفا به نفع معدل های پایین هست. این که به اون ها یه شانس دوباره داده میشه. و البته تجربه ثابت کرده کسی که سال 3ام درست درس نمیخونه پس پیش دانشگاهی هم تحولی زیاد درش پیش نمی اید. عملا این کار تاثیر چندانی برای کسانی که کنکور برایشان مهم و سرنوشت ساز است و درگیر رقابت رتبه های زیر 2000 یا 3000 اند ندارد.)
این از تاریخچه! پس همون طور که دیدیم با ماستمالی های اولیه و سعی در تصویب قانونی که نه تنها مشکل رو حل نمیکنه بلکه همش میزنه و پخشش میکنه تو 3 یا 4 سال و سپس با ماست مالی همین قانون (که شاید، شاید ،شاید، میتونست شروع تحول عظیمی باشه) باعث شدند که هی کار بدتر شه و با پیدا شدن این مشکل توسط یه دانش آموز (دانشجو) آبروی سازمان سنجش و وزارت آموزش و پرورش بره! (فقط نه این دوره ی وزارت … بلکه برای 3 سال!)
شاید این راه حل مسخره اولین بار برای این به ذهن نماینده ها و مسئول ها افتاده که یاد این کلیشه افتادند “نمره ی مستمر مهم تر از نمره یک امتحان است”. درواقع به جای اینکه اصل ارزشیابی و شیوه درست اون اجرا بشه اومدند و فقط پخشش کردند که بگن “ببینید فقط اون 4 ساعت کنکور مهم نیست!” (کاری به این ندارم که شیوه درست ارزشیابی چیه… البته فعلا!)
یکی دیگه از مشکل هایی هم که هست همین فرهنگ “هرکس تحصیل کرده تره یعنی مدرک بالاتره داره و هرکی مدرک بالاتری داره آدم بهتریه و این یعنی اینکه راحت تر میتونه زندگی کنه!”. معیار اشتباه شروع همه ی این معضلات هست!
نکته ی بعدی که خوبه بهش فکر کنیم اینکه آیا این ارزشیابی از استعداد های ذاتی هست یا اکتسابی؟ کدوم مد نظر فیلتر کنکوره و کدوم داره انجام میشه؟

چگونه گند بزنیم به اعصاب ملت؟ شماره 1 : سیاست های آموزشی

عنوان : چگونه یک شبه زامبی بسازیم!

امروز وارد کلاس که شدم دیدم اوضاع عادی نیست! همهٔ بچه‌ها پریشان بودند. بدون این‌که حتی بپرسم، شروع به صحبت کردند. خبر کوتاه بود، دیروز طی بخشنامه‌ای تحت عنوان بهره‌مندی از فرصت برابر، دانش آموزان پایه نهم تیزهوشان ملزم شده بودند به شرکت در آزمون ورودی متوسطه دوم (همان فیلتر خودمان). این بدین معنی است که آن‌ها برای ادامه تحصیلات‌شان در مدارس استعدادهای درخشان («سمپاد» سابق) باید در آزمون ورودی شرکت کنند. تا این‌جای ماجرا اشکالی دیده نمی‌شد. مشکل سهمیهٔ اعلامی متوسطه دورهٔ دوم فرزانگان ۱ (همان دبیرستان خودمان) است. این مدرسه اعلام کرده است که در مجموع ۱۸۰ نفر پذیرش خواهد کرد (۹۰ نفر ریاضی و ۹۰ نفر تجربی). این درحالی است که تعداد دانش آموزان متوسطه اول فرزانگان ۱، ۲۷۰ دانش‌آموز است، و دیگر فرزانگان‌های دوره دوم نیز، دانش آموزان خودشان را پذیرش خواهند کرد، با یک حساب ساده می‌بینیم که ۲۷۰ دانش آموز باید به همراه دانش آموزان ۷ فرزانگان دیگر برای ۱۸۰ صندلی بجنگند و در بهترین حالت ۹۰ دانش آموز فرزانگان ۱ دوره اول، ازین رقابت حذف خواهند شد! سوال این‌جاست، تکلیف روح آسیب دیدهٔ این نوجوانان چیست؟

ادامه خواندن چگونه گند بزنیم به اعصاب ملت؟ شماره 1 : سیاست های آموزشی

امانت ابلاغ دین وآموزش پرورش

نمیخوام ازین استیلا بر دارم که من از درس #دینی (دین و زندگی) متنفرم و مرگ بر فلانو بهمان و اینا …

ولی #خدا وکیلی … لعنت خدا و #پیغمبر می ارزه که اینجوری #دین رو به #ملت معرفی میکنین؟ مخصوصا به جوون هایی که میتونن باعث فرج بشن…

 

شاید یکی از دلایل بد بختی آموزش و پرورش همین باشه (مثلا سطح مشکلات آموزش پرورش یک کشور با اقتدار اسلامی رو ببینید)

نمی خوام از این ادعا دفاع کنم ولی فقط به عنوان نظر شخصی که نه میشه ردش کرد و نه تایید شاید به دلیل همین اشتباه نشون دادن خدا و دین اسلام به مردم و مخصوصا جوون ها این نفرین گریبان گیر آموزش و پرورش ما شده. ( به قول معروف خدا قهرش گرفته!)

اگه قراره در قسمت محتوای نظام آموزشی تغییری صورت بگیره باید این قسمت در اولویت باشد.

سعی نکنید که با آموزش اشتباه باعث گمراهی دیگران بشین که اگه اونا کار خطایی کردن به حساب شما هم مینویسند و باید جواب پس بدید.

پ.ن : مسئول یه چیزی شدن سخته … واقعا سخته … شاید برای همین محمد امین (ص) ، آخرین امانت دار بزرگترین مسئولیتی بوده که خدا به انسان داده!


 

موسیقی موقع درس خوندن ؟ مسئله اینست

خیلی بستگی داره
ببینید که میخواید چه تاثیری داشته باشه رو درس خوندندتون؟
موزیک در واقع حواس شما رو از درس خوندن پرت میکنه
مخصوصا برای آقایون که نمیتونن چند کار رو همزمان انجام بدن
و یادتون باشه این حواس پرتی همیشه بد نیست
مثلا من موقع حل تمارین جبری اختصاصی ها مثلا حل تست های محاسباتی فیزیک از این روش استفاده میکنم
ولی عمومی ها و درس هایی که مشکل دارم توشون یا مواقع مطالعه خوب طبیعتا موزیک گوش نمیدم
نکته ی دیگه هم اینکه حتما گوشتون با اون موزیک آشنا باشه و سعی نکنید موسیقی های جدید رو سر درس تست کنید که اون موقع کل حواس شما رو در گیر میکنه
استفاده از موسیقی دل چسب میتونه یه درس ملال اور رو یه کم رقیق تر و بهتر کنه
پ.ن : تموم شد … پست کوتاه دوست میدارم 🙂

چجوری سر کلاس کار دیگه ای بکنیم؟ (یه پست فان اصطلاحا!)

بعد از 11 سال و خورده ای تحصیل میخوام تجارب ارزشمندی رو که برای دور زدن معلم و کلاس داشتم رو با شما به اشتراک بزارم.

ادامه خواندن چجوری سر کلاس کار دیگه ای بکنیم؟ (یه پست فان اصطلاحا!)

یه تغییر رفتار جالب

نمیدونم چرا وقتی خونواده ها میگن که بچه ی من کنکوریه خود خانواده یا ملت مورد خطاب دو نوع واکنش نشون میدن:

1. میگن “آخی” و ابراز همدردی میکنن.

2. دعا میکنن که این بلای آسمانی بزرگ بگذره.

بله … قبول دارم که کنکور واقعا یکی از بدترین چیز ها برای جوان ها و جامعه است. و مبدل به دشمن شماره 1 جوون های 18 سال به پایین شده ولی خوب.. یه نگرشی هم هست و اون اینکه “همین که هس” و “آدم تو محدودیت ها ستاره میشه”… بگذریم…بعدا در موردش مینویسم!!

ولی فکر کنم که این خانواده ها یه نکته رو مد نظر قرار نمیدن! کنکور (تقریبا) ته محدودیت های جامعه و عامل وابستگی جوون به دیگرانه. بعد کنکور دیگه جوون محدودیت بیرونی (بازم میگم، تقریبا) نداره. و همچنین توانایی و فرصت اینو داره که خودش گلیم خودشو از آب بکشه بیرون و سعی کنه یه آدم غیر وابسته بشه. درواقع کنکور یه شروعه برای تغییر. یه نشانس که “آهای ملت، بعد کنکور شما آدم جدیدی میبینید من قراره خفن شم!” پس خیلی خوبه که در کنار اون دو واکنش بالا یه واکنش سومی هم باشه و اون:

3. دعا برای موفقیت و تبریک برای شروع تغییر

سال جدید تحصیلی

به نام خدا

18 شهریور 92

اواخر شهریور است. خوب طبیعاً رفتم کتاب های امسال رو خریدم. شوری نداشتم ببینم کتاب ریاضی و عربی و ادبیات چند صفحه است. صرفا خواستم به بدبختی امسال نگاهه انداخته باشم. کتاب ادبیات را باز کردم…

 بوی چسب و صحافی که از اول دبستان همراهیم می کرد. بوی دوستی ها… بوی گریه مشق شب … بوی بنویسیم و بخوانیم … بوی بابا نان داد… نمی خواهم بگویم و ناله کنم از یادش بخیر ها … ناراحت نیستم که بزرگ شدم … فقط دوست دارم سوار ماشین زمان شوم و بروم کلاس اول و دوم دبستان ، خودم را سر کلاس ببینم که دارم انشا می خوانمو همه مرا با تعجب نگاه می کنند و … سال تحصیلی جدید شروع شد (البته هنوز که نشده ولی کم مونده بشه!). باز باید برم پشت نیمکت ها و به سر کچل (کم مو) معلمان نگاه کنیم. دوستی ها و دشمنی هایمان را ادامه دهیم … بخندیمو و دعوا کنیم و نمره انضباطمان کم شود. بگذریم…

کتاب ادبیات را باز کردم تا تفحصی در آن کنم. صفحه ی 57 بیت 5

آسایش 2 گیتی تفسیر این 2 حرف است:

با دوستان مروت ، با دشمنان مدارا

…همین