تاملی ریز در باب تبلیغات

داشتم به این فکر می کردم که فلسفه تبلیغات چیه و چرا وجود داره؟ و آیا لازمه که باشه؟

که خوب به این تنیجه رسیدم که تبلیغات دو نوع اند :

۱. اجباری : ارائه دهنده یک سرویس برای کسب درآمد مستقل باید یا مستقیماً از خود کاربرهاش پول بگیره مثل حق اشتراک دوره ای ویا مثل دونیت ملّت حمایتش کنند یا یه صورت رایگان ارائه سرویس بده و در عوض از طریق تبلیغ درآمد زایی کنه که خوب … در این صورت حق سازنده و ارائه دهنده است! (یا ترکیبی عمل کنه و بگه اگه میخواهید که تبلیغ نبینید بیاید پول بدید به من. یعنی حق ندیدن تبلیغ رو بفروشه)

۲. اختیاری :‌ تبلیغات یعنی مطرح کردن یک چیز به دیگران و معرفی اون ، بنابراین من می تونم بیام و از شما بپرسم که آیا می تونم چند دقیقه وقت شما رو بگیرم و خودم یا کارمو معرفی کنم‌؟ و تبلیغ کنم؟ واگر شما نخواهید من حق ادامه دادن رو ندارم. همچنین فرد حق این رو داره که به شما اجازه نده دوباره ازش بخواهید. مثلا تو خیابون به آقای اتیکت پخش کن بگید : نه مرسی ، یا میتونید بگید دیگه به من پیشنهاد اتیکت تبلغاتی رو نده.

پختگی لازم است تا پخته شود خامی

برای بعضی از کار ها
درس هایی که آدم میگیره… باید به به پختگی برسه
و تا به اون ها نرسه حتی اگه اون درس رو بدونه هم اصطلاحا نمیتونه درکش کنه
یجورایی رسیدن به اون فهم نیاز به یه مرحله داره
که آدم بیشتر مواقع دست خودش نیستو باید وایسه تا برسه وقتش
دیر و زود داره ولی سوخت سوز نداره
و وظیفه ما اینکه نزاربیم انقدر دیر شه که …

من قرا فاتحه مع الصلوات…

ورزش … خصوصی باید گردد

این همه ریخت و پاش
این همه بریز و بشور
خوب لا مصبا من نمیگم نکنید
از بیت المال ور ندارید
قسم به کسی که جانم در دستان اوست…. من از حقم اون دنیا نمیگزرم
کی گفته خصوصی سازی بده
بفرما اینم نمونه ی عالیش:
قهرماني مهرام در ليگ حرفه‌اي بسکتبال

یه ربات ساده برای تلگرام

تو اوبونتو میخوام یه ربات با اکانت خودمون برای تلگرام درست کنیم که مثلا هر وقت یه کاری رو (تسک یا task) خواستیم ذخیره کنیم یا یه لیست درست کنیم و نزاریم کارمون زیر انبوه پیام ها گم بشه و ذخیره بشه این بات به کمکمون بیاد!

پس : بسم الله
ادامه خواندن یه ربات ساده برای تلگرام

جادو نشوید

قل من بیده ملکوت
کل شی و هو یجیر و لا یجار علیه ان کنتم تعلمون
… در حالی که او پناه دهد و از عذاب او به کسی پناه داده نشود …
سیقولون لله قل فانی تسحرون؟
… پس چگونه دست خوش افسون میشوید؟
مومنون ۸۸ و ۸۹

سحر و افسون رسانه ها هستند
پس چگونه حرف رسانه ها را باور میکنید که به زور به شما میگویند خدایی وجود ندارد… و خداوند مرده است! چگونه قبول میکنید که در سر شما فرو کنند این زمین و آسمان برای انسان هاست و انسان هر غلطی که بخواهد میتواند انجام دهد؟ چگونه افسون میشوید؟

سوال فلسفی مشهور

اگه یه درختی
یه جایی بیوفته که هیچکس صدای افتادنشو نشنوه
اون درخت تنهاس… خیلی هم تنهاس

ادامه خواندن سوال فلسفی مشهور

کوچ کردیم

درسته وسط امتحاناس ولی
کوچ کردیم به یه جای رایگان
و بی فیلتر
لذت ببرید :))
تا الان تعداد بازدید : ۱
اونم خودمم

یه دفترچه برای خودتون داشته باشید که….

خلاصه چند تا مقاله : دی
ما خیلی خوبه که یه دفترچه یادداشت داشته باشیم تا افکارمونو توش بنویسیم و با بازگشت و خوندنشون خودمون رو فراموش نکنیم.
توی دفترچه یادداشت خود چه بنویسیم؟
1. جزئیات و شرح آدمایی که مشاهده می کنیم.
2. مشاهدات مختلف و تصادفی
3. حقیقت هایی که یاد میگیریم
4. به چیز هایی که فکر می کنیم ، میشنویم و میبینیم
5. واکنش های خودمون به مسائل مختلف
6. نقد ها به موسیقی و فیلم و کتاب و اینا
7. نقاشی
8. نعمت هایی که خدا داده و اتفاقات خوب
9. هدف ها و برنامه ریزی های کلی و خیلی بلند مدت
10. نوشته های ادبی مخصوصا برای خودتان
11. کلمات و مفهوم های جدیدی که یاد میگرین
12. ایده ها
بازم خلاصه 
اصلا مشکل اکثرا نویسنده های غیر ادبی همین زیاده گوییه که هم باهاش مخالفم و بدم میاد و هم چون کاهلم سمت این کار نمیرم (خخخخخ)!
چند تا اپ خوب هست مثل:
• Google keep
• Narrate
• S Memo & S Note
• Evernote
• …..

ورد پرس یا تامبلر… مسئله اینست

هر دوتاش که فیلتره
و من خوشم نمیاد واسه هر کاری این فیلتر شکنو راه بندازم
ریخت و قیافه ورد پرس عوض میشه کرد و این نقطه قوتشه
ولی تامبلر با موبایل بیشتر سازگاره
وبلاگ نویسی تو تامبلر یه زندگی نباتی هست و نمیشه پست ها رو ازش کند
ولی تو ورد پرس میتونی وبلاگو بکنی ببری رو هاست خودت که در نظر دارم این کارو بکنم
کلا مدیریت پست تو ورد پرس بهتره
و تامبلر زور زده که یه سری از خصوصیات شبکه های اجتماعی رو داشته باشه که خوب نمیشه
یا این وری باش یا اون وری
و ورد پرس مدیربت محتواش زشته
از تایپ کردن بدم میاد 😐
چون غلط تایپی رو اعصاب آدمه
و تصمیم دارم کوچ کنم رو اوبونتو
چقدر آخرش دری وری بود
ولی مهم اینکه خلاصه بود
؛)
فعلا هر دو تارو آپ میکنم تا یکیو انتخاب کنم
بیشتر نظرم رو ورد پرسه
مخصوصا اگه از فیلتر بودن درش بیارم که خوب میشه
برم یه هاست رایگان بگیرم :))

قصه ها

امروز رفتیم فیلم قصه ها از رخشان بنی اعتماد:
مثل اینکه دو سالی از پشت ممیزی)!( گیر کرده بود و خوب در طول فیلم هم حداقل سه تا فحش یک نوع محتوای جنسی و یک مورد مربوط به خودکشی و اعتیاد و دو مورد محتوای ضد حکومتی بود که خوب با وجود نداشتن رده سنی برای این این من رو تحیر کرد و فهمیدم که در ممیزی یک نفر بوده که کلی رشوه گرفته است
جدای این مسائل نسبتا حاشیه ای ، ساخت خود فیلم و فیلمبرداری از چیزهایی دیگر بسیار خوب بود فقط تنها سوال اینکه چرا باید داخل ماشین یک پروژکتور باشه و اون نور مسخره رو روی صورت بازیگر ها بندازه شخصیت های فرعی زیاد خوب کار نشده بودن مثل سمیرا که یک معتاد که رگشو زده و یک جاهایی به حرف های راننده رانندگی گوش میده یا معصومه که اصلا به شخصیت پرداخت نشده بود و فقط گریه می کرد.
در مورد داستان هم به قول #امیرحسین سیاه نمایی و اغراق نبود یعنی واقعیت بود ولی خوب همیشه بد با خوبی هست و باید خوب هم نمایش داده بشه .آخرین دیالوگ هم یک دیالوگ بسیار فانتزی و عاشقانه و همینطور برای من احمقانه بود. )این برای من وقتی به کار میره گه بخوام سلیقه شخصیم رو بگم و سلیقه و نظر من برای شما محترمه ؛)
فیلم از پیوستگی بی بهره بود و میتونست ۵ یا ۶ تا فیلم کوتاه بشه که مشکلی پیش نمی اومد. باز هم میرسیم به این سوال معروف که آیا گفتن این مشکلات با این روش دردی را درمان میکنند یا نه آیا ؟
و آیا قاطی کردن چند چیز مثل تجدید فراش + فرصت طلبی + توجه نکردن به ارباب رجوع یا ستاره دار شدن یک دانشجو + اعتیاد + عشق و از این قبیل چیزها که در تمام قصه ها بود واقعا خوب بود و یه کم اغراق در نشون دادن داستان و به زور زدن برای نگه داشتن مخاطب پای فیلم نبود؟
من اگر قرار باشد از صفر تا ۳ به این فیلم نمره بدهم به ساخت فیلم ۲ و داستان فیلم ۱ می دهم