توکل بر خدا

… اما مع الاسف یهود و نصارا میثاق خدایی را پشت سر انداختند، و در نتیجه خدای تعالی آنان را از رحمت خود دور ساخت و به دنبال دور شدن از رحمت خدا دست به کارهای جنایت آمیزی زدند و آن این بود که آیات کلام خدا را جابجا و تحریف کردند، و آن را به غیر آن معنایی که خدای تعالی اراده کرده بود تفسیر نمودند، و این باعث شد که بهره‌هایی از دین را از دست بدهند، و این بهره‌ها اموری بود که با از دست دادن آنها هر خیر و سعادتی را از دست دادند، و علاوه بر این، آن مقدار از دین هم که برایشان باقی مانده بود را فاسد ساخت، آری دین احکامی غیر مربوط به هم نیست، مجموعه‌ای از معارف و احکامی است که همه به هم ارتباط دارند، بطوری که اگر بعضی از آنها فاسد شود فساد آن بعض باقیمانده را هم فاسد می‌کند، مخصوصا احکامی که جنبه رکن و زیر بنا برای دین دارد، مثالی که مطلب را روشن کند نماز خواندن کسی است که منظورش از نماز بندگی خدا نباشد بلکه منظورش این باشد که در بین جامعه نمازگزار خود را جا بزند، و همین که جامعه به وی اعتماد نمود کلاه سر جامعه بگذارد، و معلوم است که چنین نمازی و یا چنین انفاقی و یا جهاد به چنین منظوری در حقیقت با زبان شکار حرف زدن است، و به جای اینکه قدمی به خدا نزدیکترش کند قدمها و بلکه فرسنگها از خدای تعالی دورشان می‌سازد پس نه آنچه برایشان مانده سودی به حالشان دارد، و نه از آنچه از دین که تحریف کرده‌اند بی‌نیازند، چون هیچ انسانی بی نیاز از دین نیست آن هم اصول و ارکان دین. پس از اینجا می‌فهمیم که مقام اقتضاء می‌کرده که مؤمنین را از مخالفت تقوا و ترک توکل بر خدا بر حذر داشته و وادارشان کند به اینکه از این داستانی که برایشان نقل کرد عبرت بگیرند.

و نیز از همین جا روشن می‌شود که مراد از توکل چیزی است که شامل امور تشریعی و تکوینی (هر دو) می‌شود، و یا حد اقل مختص به امور تشریعی است، به این معنا که خدای تعالی مؤمنین را دستور داده به اینکه خدا و رسول را در احکام دینی اطاعت کنند و آنچه را که پیامبرشان آورده و برایشان بیان کرده بکار ببندند، و امر دین و قوانین الهی را به خدای تعالی که پروردگارشان است محول نموده و به وی واگذار کنند، و به هیچ وجه خود را مستقل ندانند، و در شرائطی که خدای تعالی تشریع نموده و به دست آنان ودیعت سپرده و دخل و تصرف ننمایند، هم چنان که دستورشان داده که او را در سنت اسباب و مسبباتی که در عالم جاری ساخته اطاعت کنند و در عین اینکه بر طبق این سنت عمل می‌کنند در عین حال آن اسباب و مسببات را تکیه گاه خود ننموده، برای آنها استقلال در تاثیر که همان ربوبیت است معتقد نشوند، (بیمارانشان را مداوا بکنند، ولی دوا را مستقل در شفا ندانند، به دنبال کار و کسب بروند ولی کسب را رازق خود ندانند و همچنین) بلکه همه این وظایف را به عنوان یکی از هزار شرط انجام داده منتظر آن باشند که اگر خدا خواست نهصد و نود و نه شرط دیگرش را ایجاد کند در نتیجه اگر ایجاد کرد به مشیت و تدبیر او رضا دهند و اگر هم نکرد باز به مشیت او راضی باشند.

تفسیر المیزان ص ۳۸۹ و ۳۹۰

منِ بدبختِ بیچاره ی گناهکار

منِ بدبختِ بیچاره ی گناهکار فقط میتونم یه چی بگم: مرسی که ستار العیوبی!

شَهْرَ الصِّيَامِ، وَ شَهْرَ الْإِسْلَامِ، وَ شَهْرَ الطَّهُورِ، وَ شَهْرَ التَّمْحِيصِ، وَ شَهْرَ الْقِيَامِ «الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ،

…وَ أَنْزِلْنَا فِيهَا مَنْزِلَةَ الْمُصِيبِينَ لِمَنَازِلِهَا، الْحَافِظِينَ لِأَرْكَانِهَا، الْمُؤَدِّينَ لَهَا فِي أَوْقَاتِهَا عَلَى مَا سَنَّهُ عَبْدُكَ وَ رَسُولُكَ- صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ- فِي رُكُوعِهَا وَ سُجُودِهَا وَ جَمِيعِ فَوَاضِلِهَا عَلَى أَتَمِّ الطَّهُورِ وَ أَسْبَغِهِ، وَ أَبْيَنِ الْخُشُوعِ وَ أَبْلَغِهِ.

و ما را در مرتبه آنانی قرار ده که به مراتب آن رسیده‌اند، و ارکانش را نگهبان‌اند، و آن را در اوقات خود بپا می‌دارند، آن طور که پیامبرت – که صلوات تو بر او و آلش باد – تشریع فرموده، در رکوع و سجود و همه آداب و درجات عالی فضیلتش، با کامل‌ترین طهارت و تمامترینش، و روشن‌ترین مراتب خشوع و رساترینش

دعای ۴۴ صحیفه سجادیه

انا لله …

فَٱذْكُرُونِیٓ أَذْكُرْكُمْ وَ ٱشْكُرُوا۟ لِی وَ لاَ تَكْفُرُونِ (۱۵۲) يَٰأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱسْتَعِينُوا۟ بِٱلصَّبْرِ وَ ٱلصَّلَوٰةِۚ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلصَّبِرِينَ (۱۵۳) وَ لاَ تَقُولُوا۟ لِمَن يُقْتَلُ فِی سَبِيلِ ٱللَّهِ أَمْوَٰتُۢ بَلْ أَحْيَآءٌ وَ لَٰكِن لاَّ تَشْعُرُونَ (۱۵۴) وَ لَنَبْلُوَنَّكُم بِشَیْءٍ مِّنَ ٱلْخَوْفِ وَ ٱلْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِّنَ ٱلْأَمْوَٰلِ وَ ٱلْأَنفُسِ وَ ٱلثَّمَرَٰتِۗ وَ بَشِّرِ ٱلصَّبِرِينَ (۱۵۵) ٱلَّذِينَ إِذَآ أَصَٰبَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُوٓا۟ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّآ إِلَيْهِ رَٰجِعُونَ (۱۵۶) أُوْلَٰئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَٰتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌۖ وَ أُوْلَٰئِكَ هُمُ ٱلْمُهْتَدُونَ (۱۵۷)

سوره بقره

می آزماییم

​وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّیٰ نَعْلَمَ ٱلْمُجَٰهِدِينَ مِنكُمْ وَ ٱلصَّٰبِرِينَ وَ نَبْلُوَا۟ أَخْبَارَكُم

ْ ۳۱ محمد
و ما به طور قطع همه شما را می‌آزماییم تا معلوم کنیم مجاهدین و خویشتن‌داران چه کسانی هستند و اعمالتان خبر دهد که در باطن چه دارید.

فضیلت اکتسابی!

پاسخ تست دینی کنکور خارج از کشور 90

پاسخ تست دینی کنکور خارج از کشور 90

+ سوره اسرا 70

پ.ن : من بیشتر با اون تیکه ای که بولد نشده کار دارم!

گرفتارترم من

پیش تو بسی از همه کس خوارترم من

زان روی که از جمله گرفتارترم من

روزی که نماند دگری بر سر کویت

دانی که ز اغیار وفادار ترم من

بر بی کسی من نگر و چارهٔ من کن

زان کز همه کس بی کس و بی‌یارترم من

بیداد کنی پیشه و چون از تو کنم داد

زارم بکشی کز که ستمکار ترم من

وحشی به طبیب من بیچاره که گوید

کامروز ز دیروز بسی زارترم من

وحشی بافقی

ای مردم

…ای مردم ، سرکشی شما فقط ، به زیان خود شماست. تنها بهره ای[کوتاه] از زندگی دنیا می برید. عاقبت بازگشت شما به سوی خدا خواهد بود،
پس شما را از آنچه انجام می دادید با خبر خواهیم کرد.
یونس/23

نوشتن یا ؟؟؟

من چند وقته که مینیویسم… همین جوری

خیلی وضعیت روانی و فکریم بهتر شده

یه دفتره خوشگل و دوست داشتنی دارم که فقط توش مینیویسم. حالا هرچی که باشه

یه جورایی ذهنمو روش خالی میکنم

 

این کارو از وقتی شروع کردم که فهمیدم مزایای نوشتن و خاطره نویسی چی هست. یکی از همین مزایا اینکه ذهن شما باور میکنه که افکارش یه جای مطمئن ذخیره میشن بکابراین هی بهشون فکر نمیکنه و باعث از بین رفتن تمرکز شما نمیشه. خوب منطقی و جالبه.

 

به این فکر کردم که اون موقع ادات نوشتن زیاد در دسترس نبود افکار چه  اه حل جایگزینی براش داشتن؟ آیا این راه حل بهتره ی یا اون یکی. به زندگی ائمه نگاه کنید. اونا بهترین الگو ها و موفق ترین افراد بودند. اون ها ساعت ها در شب و روز فقط با تدا مناجات میکردند. باهاش حرف میزند. خوب اونا باور داشتن که خدا حرفاشونو میشنوه و میدونستن که خدا هیچ وقت فراموش نمیکنه. مثل کاغذ. کاغذ فانیه ولی اون نیست. حرف زدن با خدا مزیت دیگه ای که نسبت به کاغذ و مداد معمولی داره اینکه برات اگه بخواد یه کاری انجام میده. صرفا نمیشنوه ،بلکه کمکت هم میکنه. اصلا همه چیو نمیشه رو کاغذ آورد. احساسات ، اشک ها ، شادی ها و … این چیز هارو نیاز نیست به خدا بگی. خودش میشنوه.

 

خوب حالا ترجیح میدید بنویسید یا به خدا بگید؟

میدونم برای رسیدن به اون درجه از ایمان و باور که خدا خیلی خفنه و الله الکبر راه زیادی در پیشه و کار سختیه ولی واسه تمرین هم شده میحوام کم کم بعضی از حرفا رو فقط فقط به خودش بگم.

پ.ن : میدونم که میدونه. ولی میدونم که میخواد که ازش بخوام و بهش بگم!!

هدف از خلقت انسان

به بیانی دقیق تر؛ هدف فاعل در آفرینش یک موجود خاص مانند انسان، نیازمند یک نکته‏ى ویژه است. این نکته درباره‏ى انسان عبارت است از: کمال خاصى که خداوند مى‏خواست با خلقت انسان آن را بیافریند.

منبع: هدف از خلقت انسان | اسلام پدیا.

با تشکر از آقای افشار و منبع