ور ور ور ور

به نام خدا

یک قسمتی از فیلم 7 بود که اون یارو قاتله  تو خاطراتش نوشته بود:

من خیلی سعی کردم که مثل مردم عادی به چیزهای معمولی و روزمره فکر کنم وقتی تو قطار بودم سعی کردم در مورد هوا با بغل دستیم صحبتکنم وقتی شروع کردم روش بالا آوردممو قاه قاه خندیدم!

خوب این قسمتش خیلی حرف داشت واسه گفتن…خیلی از مردم در طول روز با هم شاید یا شاید با کسانی که نمی شناسند در مورد موضوعات کمارزشی مانند  هوا یا استقلالی هستی یا پرسپولیسی حرف می زنند.

نمی دونم ! 2 حالت داره … یا مشکل از منه یا از اونا… یعنی چطور ممکنه  تو در مورد گل دیشب یوونتوس حرف بزنی در حالی که در همین مدت زمان صد ها موضوع اساسی تر برای حرف زدن مانند دین و … وجود داره …

نمی گم این من این جور نیستم .منم وقتی در شرایطش قرار می گیرم این جوری حرف می زنم و بعدش کلی حصرت میخورم …نه افسوس می خورم

…همین

رضا اميرخاني: هشتاد و هشتم: استعدادهاي درخشان، قطعه‌ي چند

سمپادی ها بخوانند و زجه بزنند.. ببخشید حسرت بخورند

تاریخ سمپاد : سازمان كه در زمانِ رياست جمهوري مقام معظم ره‌بري تاسيس شد، در زمانِ رياستِ جمهوري آقاي هاشمي رفسنجاني، با هوش‌مندي و عدمِ دخالتِ دكتر نجفي، باليد و رشد كرد. در زمانِ آقاي خاتمي، و وزراي ناكارآمدِ دولتِ هفتم و هشتم، رشدش متوقف شد و در زمانِ آقاي احمدي‌نژاد و وزراي! دولتِ نهم، تمام شد… منبع : رضا اميرخاني: هشتاد و هشتم.