راهبرد رهبر برای ماها!


هرجا ملّتها حرکت کنند، ایستادگی کنند، صبر و مقاومت نشان بدهند، پیروزی قطعی است؛ همه‌جا همین‌جور است. اشکال کار مبارزاتی که به شکست می‌انجامد، این است که یا ملّتها طاقت ندارند و ایستادگی نمیکنند، یا رهبرانی که بتوانند اینها را درست اداره کنند ندارند. ما در زمان این سالهای اخیر دیدیم جاهایی را که ملّتها حرکت کردند، عزم و اراده‌ی خودشان را نشان دادند، به نتایجی هم رسیدند؛ [امّا] رهبرانی که بتوانند اینها را درست اداره کنند، هدف را درست تشخیص بدهند، راه را در مقابل مردم درست ترسیم کنند، وجود نداشتند، [لذا] شکست خوردند؛ این را در همین سالهای اخیر همه‌ی شماها دیدید؛ من نمیخواهم اسم از کشوری و جایی بیاورم.

ملّت ایران راه را درست رفت، حرکت را درست انجام داد؛ رهبری مقتدر، آگاه، مصمّم و دارای توکّل به خدا، اتّکاء به خدا، اتّکاء به وعده‌ی الهی که «اِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرکُم»؛ موجب شد که این ملّت بتواند به پیروزی برسد و حکومت تحمیلی وابسته‌ی سیاهِ خاندان پهلوی و حکومت پادشاهی مشئوم و ننگ‌آلود -که برای هر کشوری حکومت پادشاهی مایه‌ی ننگ است در منطق صحیح انسانی- در ایران از بین برود؛ و تمام شد؛ مردم شدند صاحب اختیار.

آمریکایی ها خیال کردند که اینجا هم مثل فلان کشور آفریقایی یا آسیایی است که یک کودتایی میشود، اسمش را میگذارند انقلاب، میتوانند این را از بین ببرند؛ نمیدانستند اینجا اوّلاً متّکی است به مردم -این انقلاب، انقلابِ مردم است- ثانیاً متّکی است به باورهای دینی؛ اینها را نمیفهمیدند. لذا در طول این ۳۶ سال یا ۳۷ سال، آمریکایی‌ها هر کاری علیه انقلاب کردند، شکست خوردند؛ بعد از این هم ان‌شاءالله شکست خواهند خورد. هدف از این حرف این است که ما به‌عنوان ملّت ایران، به‌عنوان مردمی که کشورمان را دوست داریم، به‌عنوان مردمی که برای خودمان یک آینده‌ای ترسیم کرده‌ایم که میخواهیم خودمان را به آن آینده برسانیم، آمریکا را بشناسیم؛ هدف این است.

این را به شما جوانهای عزیزم عرض بکنم؛ ما در درون خودمان ضعفهایی داریم؛ دشمن در موارد زیادی از ضعفهای ما استفاده میکند؛ این ضعفها را باید برطرف کنیم. ما ضعف در سیاست‌گذاری داریم؛ ضعف در اجرا داریم؛ ضعف در تلاش داریم؛ گاهی دچار تنبلی و دچار کاهلی در حرکتهای خودمان میشویم؛ ضعف در [تشخیص‌] اولویّتهای کشور داریم؛ گاهی اوقات سر یک چیز جزئی، گروه‌هایی در درون کشور از خودمان با همدیگر درگیر میشوند، سر یک امری که ضرورتی هم ندارد، لزومی هم ندارد؛ از دشمن غافل [میشویم‌]؛ اینها ضعفهای ما است؛ این ضعفها را بایستی برطرف کرد.

امّا دشمن اصلی را با دشمنان درجه‌ی دو و با دوستانی که با آنها اختلاف نظر داریم و دشمن هم حتّی نیستند، اشتباه نگیریم؛ دشمن اصلی جای دیگر است. دشمن اصلی آن دشمنی است که با همه‌ی توان درصدد این است که دستاورد عظیم ملّت ایران را از او بگیرد؛ این دستاورد عبارت است از حضور ملّت، حاکمیّت ملّی، نفوذ افکار قرآنی و اسلامی در میان مردم؛ این آن دستاورد بزرگ است که ما را به پیشرفت میرساند؛ تا امروز هم پیشرفتهای زیادی کرده‌ایم، بعد از این هم همین ما را به آرمانهایمان خواهد رساند. این را میخواهند از دست مردم بگیرند؛ میخواهند حکومت ظالمانه، حکومت دست‌نشانده، حکومتی دلباخته‌ی به غرب و تسلیم غرب و مرعوب غرب به وجود بیاورند، هدفشان این است؛ این را بایستی از یاد نبریم و این دشمن را در نظر داشته باشیم.

من توصیه‌ام به جوانها این است که اوّلاً جوانهای دانشجو و دانش‌آموز تحصیلات را خوب دنبال بکنند. علم وسیله‌ی قدرت است؛ یکی از مهم‌ترین مؤلّفه‌های قدرت ملّی، عبارت است از دانش؛ علم را دنبال بکنند؛ اهداف عمومی را بر خواسته‌های شخصی مقدّم بدارند؛ بصیرت خودشان را نسبت به اوضاع کنونی، نسبت به گذشته‌ی تاریخیِ نزدیک، روزبه‌روز افزایش بدهند و بتوانند صحنه‌ی امروز دنیا را مشاهده بکنند.

من تردیدی ندارم در اینکه شما جوانهای عزیز روزهایی را خواهید دید که بسیاری از این آرمانهای بلندی که جمهوری اسلامی در کشور شما ترسیم کرده است، در زندگی شما تحقّق پیدا کرده است؛ شک ندارم که آینده این‌جور است و شما خواهید توانست ان‌شاءالله کشورتان را بسازید و خواهید توانست که الهام‌بخش ملّتهای دیگر بشوید و خواهید توانست به توفیق الهی این غولهای وحشتی که ملّتها را میترسانند از پا بیندازید و ملّتها را ان‌شاءالله از زیر سایه‌ی رعب و وحشت اینها آزاد کنید؛ این را شما جوانها قطعاً به توفیق الهی خواهید دید، به‌شرط اینکه این راه را ادامه بدهید، به‌شرط اینکه با ایمان و با امید حرکت بکنید و بصیرت را، بصیرت را از دست ندهید و در همه‌ی قضایای گوناگون کشور -که حالا مسائل فراوانی داریم که بعدها هم به آنها میپردازیم- معیارها و ملاکهای اصلی را در نظر داشته باشید که این موجب میشود که ان‌شاءالله راه را درست حرکت کنید.
-رهبر
13 آبان 94
پ.ن : نمیدونم فقط من موقع خوندن این متون لبخند افتخار زدم و احساس سر بلندی و انگیزه کردم … یا شما هم اینجوری بودید. مرسی حاج آقا 🙂

بررسی تلگرام شماره 1

خیلی جالبه که تلگرام اینقدر بین ایرانی ها نفوذ پیدا کرده و اینقدر فیلتر شدن و نشدنش برای مردم دغدغه شده که حتی تو رسانه ملی هم سرش دعواس. یعنی این دغدغه از بطن جامعه میاد. نشون میده که استفاده از شبکه های اجتماعی خیلی فراگیر شده. برای همین خیلی خوبه که فکر کنیم چرا از بین این همه شبکه اجتماعی تلگرام مفتخر به گرفتن این جایگاه شده. اگر دقت کنید وایبر هم همین جوری بود. ولی تلگرام به خاطر دو ویژگی خیلی بهتر از وایبر عمل کرد. اولین ویژگی سرعتش هست.بسیار محتوا های مبادله شدش سبکه و همین خیلی انعطاف پذیرش میکنه رو اینترنت نفتی موبایل ها. ویژگی دومش هم انعطاف پذیری رابط کاربری و نحوه ی رسوندن محتوا به مخاطبه. از گروه هاش بگیر که تو وایبر بود تا ویژگی خیلی مفید ریپلای کردن و جواب دادن به پیام. و نحوه ی دسترسی به مردم با آی دی. و کانال هاش و ربات هاش و کلی ایده خلاقانه دیگه که میشه گفت داره تبدیل به پلتفرم میشه.
یه ویژگی کوچولوش هم مدیریت رابط کاربریه و که من میخوام نوتیفیکیشن های فلان گروه و کانال بیاد یا نیاد یا اگه پیغام از عشقم اومد فلان شدا رو در بیارو و اینا.
ولی جدای از این بحث ها خیلی خوبه که به این قضیه بپردازیم که چرا “نیاز به اپ های مسنجر مثل تلگرام” بوجود آمد. انشالله در پست های بعد…

پ.ن : بازم در مورد تلگرام پست دادم 😐

راهبرد رهبر )یه سری چیزای جالب از صحبت های اخیر ایشون که جالب بود برام(

«اقتصاد قوي و مقاوم»، «توسعه روزافزون علم» و «حفظ و تقويت روحيه انقلابي گري بخصوص در جوانان»

ايشان درباره نکته اول افزودند: اقتصاد قوي و مقاوم، از طريق اجراي عيني و بدون تأخير سياستهاي ابلاغ شده اقتصاد مقاومتي امکان پذير مي شود که البته دولت کارهايي هم در دست اجرا دارد.

رهبر انقلاب توسعه علمي و حفظ شتاب پيشرفت علمي را نيز مهم دانستند و افزودند: تقويت روحيه انقلابي و ايستادگي در مردم، از بهترين راههاي تقويت دروني است و مسئولان بايد جوانان انقلابي را گرامي بدارند.

حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به تلاش دشمن براي لاابالي و بي تفاوت کردن جوانان افزودند: آنها مي خواهند روحيه حماسي و انقلابي را در جوانان بُکُشند و در داخل نيز عده اي مدام جوانان حزب اللهي را با تعابيري نظير افراطي مي کوبند که اين کار بسيار غلط است.

پست جالب آقای زمانی

حامد زمانی رو که همه میشناسین؟

کاری ندارم فعلا به ایشون و کارهاشون و …

صرفا یه پست خیلی باحال و با محتوا دیدم تو صفحه ی ی اینستاگرامشون که بعد از کنسرتشون گذاشتند:

#زیر_سایه_خورشید بدون شک یکی از #زیباترین و #بهترین برنامه های من بود، و یکی از بهترین برنامه های #رضوی کشور با حداقل #سی_هزار_نفر جمعیت حاضر؛ اما متاسفانه علیرغم همه ی تلاشهایی که بچه های #انصار_ولایت_یزد و بقیه ی مسئولین کشیدند بخش عمده ای از زیبایی هایی این برنامه به تصویر کشیده نشد… بدون شک پذیرفتن #ولایت_اهل_بیت_علیهم_السلام بدون #برائت_از_طاغوت و ابراز #ظلم_ستیزی معنایی نداره… و همه ی زیبایی اون در شنیدن این مفاهیم در بطن #فریاد_مردمه… اما دیشب این فریادها و خیلی صحنه های قشنگ دیگه نشون داده نشد…مثلا اجرای آهنگ #عمار_داره_این_خاک و همخوانی و فریاد مردم که اصلا نشون داده نشد یا موقع فریاد #علی_موسی_الرضا که متاسفانه صدای جمعیت توی تلویزیون قطع بود… دل ماها میسوزه از اینکه هر روزه هزاران اتفاق زیبا توی جای جای این کشور رخ میده اما مردم ما اونو نمیبینن! صحنه هایی که شاید چند ثانیه از اونا خیلی بیشتر از فیلمای با هزینه ی چندمیلیاردی تاثیر و حرف با خودش داره… #نشون_ دادن_این_زیبایی_ها_وظیفه_ی_کیه؟ همیشه یه عده شبانه روز زحمت میکشن و عرق میریزن اما موقع برداشت که میشه اکثر زحمتاشون هدر میره… ما مطمئنا توی #تولید ضعف داریم اما یقینا اگه همین #کم_هایی که داریم رو خوب و با سلیقه به نمایش بذاریم خیلی وضع فرهنگیمون بهتر میشه…

#همیشه_اونایی_که_تبلیغات_یه_برنامه_رو_میبینن_از_اونایی_که_خود_برنامه_رو_میبینن_تعدادشون_بیشتره

#ما_محتوا_کم_نداریم_باید_بریم_به_سمت_نمایش_و_شو_این_محتوا show#

#باید_بریم_به_سمت_جذب

#کاری_که_دشمنامون_خوب_بلدن

یه تغییر رفتار جالب

نمیدونم چرا وقتی خونواده ها میگن که بچه ی من کنکوریه خود خانواده یا ملت مورد خطاب دو نوع واکنش نشون میدن:

1. میگن “آخی” و ابراز همدردی میکنن.

2. دعا میکنن که این بلای آسمانی بزرگ بگذره.

بله … قبول دارم که کنکور واقعا یکی از بدترین چیز ها برای جوان ها و جامعه است. و مبدل به دشمن شماره 1 جوون های 18 سال به پایین شده ولی خوب.. یه نگرشی هم هست و اون اینکه “همین که هس” و “آدم تو محدودیت ها ستاره میشه”… بگذریم…بعدا در موردش مینویسم!!

ولی فکر کنم که این خانواده ها یه نکته رو مد نظر قرار نمیدن! کنکور (تقریبا) ته محدودیت های جامعه و عامل وابستگی جوون به دیگرانه. بعد کنکور دیگه جوون محدودیت بیرونی (بازم میگم، تقریبا) نداره. و همچنین توانایی و فرصت اینو داره که خودش گلیم خودشو از آب بکشه بیرون و سعی کنه یه آدم غیر وابسته بشه. درواقع کنکور یه شروعه برای تغییر. یه نشانس که “آهای ملت، بعد کنکور شما آدم جدیدی میبینید من قراره خفن شم!” پس خیلی خوبه که در کنار اون دو واکنش بالا یه واکنش سومی هم باشه و اون:

3. دعا برای موفقیت و تبریک برای شروع تغییر

ورزش … خصوصی باید گردد

این همه ریخت و پاش
این همه بریز و بشور
خوب لا مصبا من نمیگم نکنید
از بیت المال ور ندارید
قسم به کسی که جانم در دستان اوست…. من از حقم اون دنیا نمیگزرم
کی گفته خصوصی سازی بده
بفرما اینم نمونه ی عالیش:
قهرماني مهرام در ليگ حرفه‌اي بسکتبال

لطفا غر نزنید

به نام او به یاد او برای او

 آبان 1392

“عجب جامعه ی افتضاحیه ها ، عوضش خارج بهشته!”…”مرده شور این مملکت رو ببرن هیچی نداره”…”این کشور جوری مشکل پیدا کرده که حل بشو نیست!”…”بسه دیگه تحمل کردن بریم تظاهرات!”…

غر زدن و اعتراض کردن شده کار هرروزمون. هر بار یه چیز اشتباهی رو میبینیم که می تونه اشتباه نباشه یه سریمون غر می زنیم… یه سریمون میریم خراب می شیم سر مسئولش و در بهترین شرایط یه سریمون تحمل می کنیم!

خوب که چی؟ فکر کنید که مسئولش در توانش نباشه مشکلو حل کنه(حالا به هر صورت، مثلا تشخیص اشتباه یا آدم بی کفایت یا …). تا حالا وقتی غر می زدید از خودتون پرسیدید که اگه واقعا درست نیست کِی درست شه؟ کی درستش کنه؟ من به شما اطمینان می دم که هیچ کس مشکلو حل نمی کنه. چون اگه حل می کرد اون مشکل وجود نداشت یا اصلا به وجود نمی اومد! تو معضلات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی هم همین جوره.مشکل قیمت دلار ، مشکل واردات و صادرات و خیلی چیزای دیگه برای این درست شده که کسی نبوده درستشون کنه.

حالا قطره قطره یه سیل شده رو سر یک نفر. به هرحال باید درست شه و کسی که باید درستش کنه از بین خودمون باید آستین بالا بزنه (برای امر خیر!)… پس پاشید  ، غر نزنین و با خودتون عهد ببندید که اونو حل می کنید. پس بسم الله!

…همین

ور ور ور ور

به نام خدا

یک قسمتی از فیلم 7 بود که اون یارو قاتله  تو خاطراتش نوشته بود:

من خیلی سعی کردم که مثل مردم عادی به چیزهای معمولی و روزمره فکر کنم وقتی تو قطار بودم سعی کردم در مورد هوا با بغل دستیم صحبتکنم وقتی شروع کردم روش بالا آوردممو قاه قاه خندیدم!

خوب این قسمتش خیلی حرف داشت واسه گفتن…خیلی از مردم در طول روز با هم شاید یا شاید با کسانی که نمی شناسند در مورد موضوعات کمارزشی مانند  هوا یا استقلالی هستی یا پرسپولیسی حرف می زنند.

نمی دونم ! 2 حالت داره … یا مشکل از منه یا از اونا… یعنی چطور ممکنه  تو در مورد گل دیشب یوونتوس حرف بزنی در حالی که در همین مدت زمان صد ها موضوع اساسی تر برای حرف زدن مانند دین و … وجود داره …

نمی گم این من این جور نیستم .منم وقتی در شرایطش قرار می گیرم این جوری حرف می زنم و بعدش کلی حصرت میخورم …نه افسوس می خورم

…همین

رضا اميرخاني: هشتاد و هشتم: استعدادهاي درخشان، قطعه‌ي چند

سمپادی ها بخوانند و زجه بزنند.. ببخشید حسرت بخورند

تاریخ سمپاد : سازمان كه در زمانِ رياست جمهوري مقام معظم ره‌بري تاسيس شد، در زمانِ رياستِ جمهوري آقاي هاشمي رفسنجاني، با هوش‌مندي و عدمِ دخالتِ دكتر نجفي، باليد و رشد كرد. در زمانِ آقاي خاتمي، و وزراي ناكارآمدِ دولتِ هفتم و هشتم، رشدش متوقف شد و در زمانِ آقاي احمدي‌نژاد و وزراي! دولتِ نهم، تمام شد… منبع : رضا اميرخاني: هشتاد و هشتم.