منطق قضیه سادس!

ببینید… بسیار #ساده است!

کار #خوب نجام بده، #پاداش بگیر!

به همین راحتی… نمیدونم چرا بعضی ها ، با اشاره به افرادی خاص ، کار را سخت میکنند و زندگی را پوچ می پندارند ، جامعه را سیاه میبینند دنبال #هدف برای زندگی اند ، عرفان ها و عشق به خدا را توهم میدانند ، #اسلام را دین عقب زدگی می دانند و هزاران حواشی دیگر که نتیجه اش میشود و همین موج ، بهتر بگویم #اپیدمی ، #افسردگی و و اصطلاحاً دِپ زدن…. خیلی سادس ، دوست بدار تا دوستت بدارند ، باور کن تا فیکون شود و…

همان جمله ی اولم گویای همه چیز است. کار خوب کن تا پاداش بگیری…

بقیه اش را بسپار به دست خودش ?

پ . ن : ببخشید یه نمور پراکننده است ،مهم لپ کلامه که فهمیدید… اسم این نوشته ها رو میزارم : #تراوشات_ذهنی من

۱۵ آذر ۹۳

چجوری سر کلاس کار دیگه ای بکنیم؟ (یه پست فان اصطلاحا!)

بعد از 11 سال و خورده ای تحصیل میخوام تجارب ارزشمندی رو که برای دور زدن معلم و کلاس داشتم رو با شما به اشتراک بزارم.

ادامه خواندن چجوری سر کلاس کار دیگه ای بکنیم؟ (یه پست فان اصطلاحا!)

تاملی ریز در باب تبلیغات

داشتم به این فکر می کردم که فلسفه تبلیغات چیه و چرا وجود داره؟ و آیا لازمه که باشه؟

که خوب به این تنیجه رسیدم که تبلیغات دو نوع اند :

۱. اجباری : ارائه دهنده یک سرویس برای کسب درآمد مستقل باید یا مستقیماً از خود کاربرهاش پول بگیره مثل حق اشتراک دوره ای ویا مثل دونیت ملّت حمایتش کنند یا یه صورت رایگان ارائه سرویس بده و در عوض از طریق تبلیغ درآمد زایی کنه که خوب … در این صورت حق سازنده و ارائه دهنده است! (یا ترکیبی عمل کنه و بگه اگه میخواهید که تبلیغ نبینید بیاید پول بدید به من. یعنی حق ندیدن تبلیغ رو بفروشه)

۲. اختیاری :‌ تبلیغات یعنی مطرح کردن یک چیز به دیگران و معرفی اون ، بنابراین من می تونم بیام و از شما بپرسم که آیا می تونم چند دقیقه وقت شما رو بگیرم و خودم یا کارمو معرفی کنم‌؟ و تبلیغ کنم؟ واگر شما نخواهید من حق ادامه دادن رو ندارم. همچنین فرد حق این رو داره که به شما اجازه نده دوباره ازش بخواهید. مثلا تو خیابون به آقای اتیکت پخش کن بگید : نه مرسی ، یا میتونید بگید دیگه به من پیشنهاد اتیکت تبلغاتی رو نده.

جادو نشوید

قل من بیده ملکوت
کل شی و هو یجیر و لا یجار علیه ان کنتم تعلمون
… در حالی که او پناه دهد و از عذاب او به کسی پناه داده نشود …
سیقولون لله قل فانی تسحرون؟
… پس چگونه دست خوش افسون میشوید؟
مومنون ۸۸ و ۸۹

سحر و افسون رسانه ها هستند
پس چگونه حرف رسانه ها را باور میکنید که به زور به شما میگویند خدایی وجود ندارد… و خداوند مرده است! چگونه قبول میکنید که در سر شما فرو کنند این زمین و آسمان برای انسان هاست و انسان هر غلطی که بخواهد میتواند انجام دهد؟ چگونه افسون میشوید؟

کوچ کردیم

درسته وسط امتحاناس ولی
کوچ کردیم به یه جای رایگان
و بی فیلتر
لذت ببرید :))
تا الان تعداد بازدید : ۱
اونم خودمم

یه دفترچه برای خودتون داشته باشید که….

خلاصه چند تا مقاله : دی
ما خیلی خوبه که یه دفترچه یادداشت داشته باشیم تا افکارمونو توش بنویسیم و با بازگشت و خوندنشون خودمون رو فراموش نکنیم.
توی دفترچه یادداشت خود چه بنویسیم؟
1. جزئیات و شرح آدمایی که مشاهده می کنیم.
2. مشاهدات مختلف و تصادفی
3. حقیقت هایی که یاد میگیریم
4. به چیز هایی که فکر می کنیم ، میشنویم و میبینیم
5. واکنش های خودمون به مسائل مختلف
6. نقد ها به موسیقی و فیلم و کتاب و اینا
7. نقاشی
8. نعمت هایی که خدا داده و اتفاقات خوب
9. هدف ها و برنامه ریزی های کلی و خیلی بلند مدت
10. نوشته های ادبی مخصوصا برای خودتان
11. کلمات و مفهوم های جدیدی که یاد میگرین
12. ایده ها
بازم خلاصه 
اصلا مشکل اکثرا نویسنده های غیر ادبی همین زیاده گوییه که هم باهاش مخالفم و بدم میاد و هم چون کاهلم سمت این کار نمیرم (خخخخخ)!
چند تا اپ خوب هست مثل:
• Google keep
• Narrate
• S Memo & S Note
• Evernote
• …..

زندگی جالب

تازگیا فهمیدم چقدر زندگی جالبه
چی کار ها ی خفنی میشه کرد…
از نظر تفریح نه ها… کلا همه چی!
در واقع این که مردم چه کارهایی را می کنند یا نمی کنند باعث تفاوت ادماست تا چیزای دیگه مثل هوشو و پولو اینا!
فقط لازمش یه کم وقته که بعضیا ندارن. اونا وقت صرف می کنن تا وقت گیر بیارن… مثل ادمایی که از سلامتیشون میزنن تا پول دربیارن تا با اون پول سلامتی بدست بیارن
کلا موجودات جالبی هستیم…
همین…

ور ور ور ور

به نام خدا

یک قسمتی از فیلم 7 بود که اون یارو قاتله  تو خاطراتش نوشته بود:

من خیلی سعی کردم که مثل مردم عادی به چیزهای معمولی و روزمره فکر کنم وقتی تو قطار بودم سعی کردم در مورد هوا با بغل دستیم صحبتکنم وقتی شروع کردم روش بالا آوردممو قاه قاه خندیدم!

خوب این قسمتش خیلی حرف داشت واسه گفتن…خیلی از مردم در طول روز با هم شاید یا شاید با کسانی که نمی شناسند در مورد موضوعات کمارزشی مانند  هوا یا استقلالی هستی یا پرسپولیسی حرف می زنند.

نمی دونم ! 2 حالت داره … یا مشکل از منه یا از اونا… یعنی چطور ممکنه  تو در مورد گل دیشب یوونتوس حرف بزنی در حالی که در همین مدت زمان صد ها موضوع اساسی تر برای حرف زدن مانند دین و … وجود داره …

نمی گم این من این جور نیستم .منم وقتی در شرایطش قرار می گیرم این جوری حرف می زنم و بعدش کلی حصرت میخورم …نه افسوس می خورم

…همین

رضا اميرخاني: هشتاد و هشتم: استعدادهاي درخشان، قطعه‌ي چند

سمپادی ها بخوانند و زجه بزنند.. ببخشید حسرت بخورند

تاریخ سمپاد : سازمان كه در زمانِ رياست جمهوري مقام معظم ره‌بري تاسيس شد، در زمانِ رياستِ جمهوري آقاي هاشمي رفسنجاني، با هوش‌مندي و عدمِ دخالتِ دكتر نجفي، باليد و رشد كرد. در زمانِ آقاي خاتمي، و وزراي ناكارآمدِ دولتِ هفتم و هشتم، رشدش متوقف شد و در زمانِ آقاي احمدي‌نژاد و وزراي! دولتِ نهم، تمام شد… منبع : رضا اميرخاني: هشتاد و هشتم.

بسم الله ارّحمن ارّحیم

خدایتعالی کلام خود را به نام خود که عزیزترین نام است آغاز کرده ، تا آنچه که در کلامش هست مارك او را داشته باشد، و مرتبط با نام او باشد، و نیز ادبی باشد تا بندگان خود را به آن ادب ، مودب کند، و بیاموزد تا در اعمال و افعال و گفتارهایش این ادب را رعایت نموده ، آن را با نام وي آغاز نموده ، مارك وي را به آن بزند، تا عملش خدائی شده ، صفات اعمال خدا را داشته باشد، و مقصود اصلی از آن اعمال ، خدا و رضاي او باشد، و در نتیجه باطل و هالک و ناقص و ناتمام نماند، چون به نام خدائی آغاز شده که هلاك و بطلان در او راه ندارد.

دلیل قرآنی وجود بسم الله در اول سوره ها:

آنچه براي رضاي او و به خاطر او و به احترام او انجام نشود باطل و بی اثر خواهد بود، و نیز فرموده : بزودي بیک یک اعمالی که بندگانش انجام داده می پردازد، و آنچه به احترام او و به خاطر او انجام نداده اند نابود و هباء منثورا می کند، و آنچه به غیر این منظور انجام داده اند، حبط و بی اثر و باطل می کند، و نیز فرموده : هیچ چیزي جز وجه کریم او بقاء ندارد، در نتیجه هر چه به احترام او و وجه کریمش و به خاطر رضاي او انجام شود، و به نام او درست شود باقی می ماند، چون خود او باقی و فنا ناپذیر است ، و هر امري از امور از بقاء، آن مقدار نصیب دارد، که خدا از آن امر نصیب داشته باشد.

غرض از سراسر قرآن یک امر است ، و آن هدایت است ، که در آغاز قرآن این یک عمل با نام خدا آغاز شده است

اغراض و مقاصدي که از هر سوره بدست می آید مختلف است ، و هر سوره اي غرضی خاص و معناي مخصوصی را ایفاء می کند، غرضی را که تا سوره تمام نشود آن غرض نیز تمام نمی شود، و بنا بر این جمله ((بسم الله )) در هر یک از سوره ها راجع به آن غرض واحدي است که در خصوص آن سوره تعقیب شده است .

ترجمه تفسیر المیزان جلد 1 صفحه 26 و 25 و 27