علل متروک ماندن دستورات اسلام در زمینه ی ضرورت فراگیری علم

شهید مطهری در باب بی توجهی به فریضه ی علم آموزی در گذر زمان، معتقد است: «این خود یک مسأله ی اجتماعی است که چرا با آن همه توصیه ها و تأکیدها که در اسلام برای فریضه ی علم شد، مع ذلک این فریضه متروک مانده است. بعضی گفته اند از آن جهت که همه ی توصیه ها به علم به صورت توصیه به عالم و تشویق به احترام و دست بوسی و فضیلت عالم گذاشته شد؛ یعنی مردم به جای این که توجه پیدا کنند که خودشان سواد پیدا کنند، توجهشان معطوف شد به این که اجر و فضیلت را در احترام نسبت به علما کسب کنند. البته ممکن است این یکی از جهات باشد. ولی باید علت اصلی را وجود یک نوع ناهمواری ها و دشواری هایی، که به عللی در جامعه ی اسلامی پیدا شد، دانست که امکان عملی شدن این توصیه ی عمومی را از بین برد. یکی این که در فقه ما علم به صورت یک فریضه ی نظیر نماز و روزه و خمس و زکات و حج تلقی نشد. آنچه که به صورت فریضه تلقی شد، مسلمین آن را حفظ کردند، و به هر مشقتی بود عمل کردند. نماز را در هیچ حالی ترک نکردند. در سخت ترین روزهای سال روزه می‌گیرند. سفر حج، با آن همه خطرات که در قدیم بود، می‌رفتند. و همچنین خمس و زکات و غیر این ها. ولی در مورد علم، سفرهای علمی مانند سفر حج فرض شناخته نشد. علت این است که در فقه ما از ردیف فرائض خارج شد و دلیل این که فرض شناخته نشد، ظاهرا، به این دلیل است که علم را در لسان شارع به یاد گرفتن مسائل شرعی مخصوص دانستند، یعنی فریضه ی علم را مستقل ندانستند و گفتند مقصود از فریضه ی علم، دانستن سایر فرایض اسلامی است و دانستن آن ها هم به دو نحو ممکن است؛ اجتهادی و تقلیدی، و علم تقلیدی خیلی ساده است، حتی احتیاج به سواد و قدرت خواندن هم ندارد. پس معنای «طلب العلم فریضه علی کل مسلم» علم به معنای سواد و عالم شدن به علمی از علوم دنیا نیست، بلکه فقط به معنای یاد گرفتن موارد ابتلا از مسائل و مطالب مربوط به سایر فریضه هاست؛ از قبیل نماز و روزه و حج و به اصطلاح وجوب نفسی تهیوئی دارد. پس فریضه ی علم به فرض نفسی تهیوئی تفسیر شد، نه فرض نفسی مستقل.»

«وقت آن رسیده است که علم را فریضه ی مقدسی بدانیم که فقط اختصاص به احکام شرعی ندارد. و این فریضه، تنها عنوان مقدمه ی سایر فرایض را ندارد. اولاً آنچه در مذمت جهل رسیده، اختصاص به جهل در فرایض دینی ندارد، بلکه جهل و عدم تعمق و عدم قدرت تحلیل قضایای تکوینی و تاریخی است و با دانستن تقلیدی و حتی اجتهادی فرایض دینی، آن جهل رفع نمی‌شود. ثانیا در قرآن امر به تدبر در خلقت شده و تدبر در تکوین بدون استعداد علمی و توانایی آن میسر نیست و ثالثا امروز ما می‌بینیم که جهان، علم را یک فریضه ی نفسی مستقل می‌شمارد و اگر هم آن را یک فریضه ی مقدمی بداند، تنها برای انجام فرایض دینی نیست، بلکه آن را مقدمه ی زندگانی خوب، مقدمه ی مبارزه با فقر و بیماری، مقدمه ی عزت و استقلال و داشتن یک اجتماع خوب، دموکراسی و امثال این امور می‌داند.»

مایه‌ی فخر

وقتی ارزش ابزار ها از کارآیی شون به چیزای دیگه تغییر پیدا می‌کنه و تبرج میشه مایه‌ی فخر همین میشه دیگه.
شما یه ماشین بخری شونصد میلیون، یه خراش جزئی که به کارکرد ماشین هیچ خللی وارد نمی‌کنه روش بیوفته کلی از قیمتش کم میشه! چرا؟ چون اولا خریدار می‌خواد بزنه تو سر مال (خرید حرام!) و دوما میگن زشت و شده و نمی‌تونم باهاش پز بدم.
ای آقا…

توییتر

توییتر با افزایش محدودیت کاراکتر هاش باعث شد توانایی خوبای توییتر که یکه‌تاز عرصه ی کل‌کل و له کردن بقیه در ۱۴۰ کارکتر بودن، دیده نشود!
بله درسته …. من توییتر رو فقط و فقط و فقط جایی برای هوچی‌گری بی منطق و خبررسانی بدون جزئیات میبینم. توییتر رسانه ی مریضی است که که مرضش را به هرکسی که با آن کار کند منتقل می‌کند، فارغ از هرگونه دین و گرایش و …
توییتر انقلابی بود که نشان داد که اولاً، فرم می‌تواند تحمیل شود و دوماً فرم می‌تواند محتوای هرکسی را تحت تأثیر قرار دهد.
تعجب می‌کنم از دوستانی که به بهانه ی جنگ نرم، پا در عرصه ای گذاشتند که زمین آن ها نیست. مین های آن زمین ذاتی است و با این کار، محتوای خودشون رو شهید کرده‌اند. شهادتی که شهادت شمرده نمیشود، به درک واصل شدن محتوا است.

آداب تعلیم و تربیت به نظر نراقی

حق مومن بر مومن

۱. معلی بن خنیس گوید: از امام صادق – علیه‏السلام – درباره‏ ی حق مؤمن پرسیدم.
فرمود: هفتاد حق است که جز هفت حق را به تو نمی‏گویم، زیرا به تو مهربانم، و می‏ترسم تحمل نکنی.
عرض کردم: بلی؛ ان شاء الله.
فرمود: تو سیر نباشی و او گرسنه، و پوشیده نباشی، و او برهنه، و راهنمای او باشی، (و برای او مانند) پیراهنی (باشی) که می‏پوشد (از لباس کهنه شما نباشد) و زبان گویای او باشی و برای او بخواهی آنچه را برای خود می‏خواهی، و اگر کنیزی داری او را بفرستی تا فرش و بسترش را مرتب کند، و در شب و روز در حوائج او کوشا باشی. پس چون چنین کردی ولایت خود را به ولایت ما رسانیده‏ای و ولایت ما را به ولایت خدای عزوجل. [۱] .
ادامه خواندن حق مومن بر مومن

عرق بیدمشک و کوکاکولا

کتاب سبک زندگی – زائری

اول مهر

  1. – خوب پسرم ، بازگشایی مدارس رو بهت تبریک میگم 🙂 . پسر با خنده : البته باید تسلیت بگید. بقیه حضار :ها ها ها
  2. معاون آموزش ابتدایی وزیر آموزش و پرورش نیز در تایید آمار 47 هزار دانش آموز مردودی در پایه اول ابتدایی، دیرآموز بودن تعدادی از این دانش آموزان را علت افت تحصیلی آنان عنوان داشت و برای رفع این مشکل خواستار مشارکت جمعی دست اندرکاران شده بود. – ایرنا 
  3. bring on the revolution – TED talk
  4. معلمی می گفت : وقتی دانش آموز از من می پرسد “آقا ما این ها رو میخونیم که چی بشه؟” انگار یه سطل آب یخ ریختن رو سرم !

ادامه خواندن اول مهر

بسم الله الرحمن الرحیم یادتون نره

مگه نباید اسلام در تمامی قوانین کشور تجلی پیدا کنه؟
پس چرا آخرین مرحله تهیه مواد غذایی نمینویسند : بسم الله الرحمن الرحیم یادتون نره????

فاز آموزش پرورش با این سوابق تحصیلی چیه؟

قضیه از این قراره که با ایجاد آزمون تعیین سطحی مانند کنکور و همین طور ایجاد ارزشی به نام “مدرک تحصیلی” (نه سواد!) در بین عموم مردم ، آزمون ورود به دانشگاه کنکور تبدیل به غول کنکور میشود. چون به دلیل ورود بسیار زیاد داوطلبان به این عرصه باعث میشن که کنکور هی تبدیل به فیلتر قوی و قوی تری بشه! خوب بعد از یه حدی سخت تر شدن کنکور ، خود متولیان فهمیدن چه گندی زدند (یا چه گندی زده شده! ) بنابراین به جای حل ریشه ای این مشکل شروع کردند به ماستمالی کردن ارزش یابی. این جوری که قانون یا قانون هایی تصویب کردند برای تبدیل این ارزشیابی یک مرحله ای به یک ارزشیابی چند مرحله ای. (طبیعی است که حتی اگر با وجود درست برگزار شدن این ارزشیابی ها و استاندارد بودن آزمون ها باز هم نفس کار عوض نشده است). این ارزش یابی چند مرحله ای یعنی آزمون گرفتن متوالی در 3 یا 4 سال دبیرستان (نظام قدیم) و سپس جمع آوری و برآیند گیری از نتیجه ی دانش آموزان.
آموزش و پرورش و یا سازمان سنجش این قانون را به طور کامل انجام ندادند و صرفا معدل کتبی سال سوم را ، تاثیر 25 درصد قطعی دادند. بعد از اینکه 2 سال این آزمون ها برگزار شد، خانومی از پذیرفته شدگان کنکور به این قانون اعتراض کردند و توی قانون مشکلی پیدا کرد (و به دیوان عدالت شکایت کردند که چرا عدالت رعایت نمیشه و ) چرا در 3 سال این دستور العمل یعنی امتحانات نهایی انجام نمیگیرد. در حالی که در قانونی که در مجلس تعیین شد باید هر 3 یا 4 سال امتحانات نهایی می بود و توسط آموزش و پرورش گرفته می شدند. ( و این چنین با پیدا کردن مشکل تونستند درصد قطعی رو به درصد مثبت تبدیل کنند.) (البته با این کار برای افرادی که معدل های متوسط رو به بالا گرفته اند تاثیری ندارد و صرفا به نفع معدل های پایین هست. این که به اون ها یه شانس دوباره داده میشه. و البته تجربه ثابت کرده کسی که سال 3ام درست درس نمیخونه پس پیش دانشگاهی هم تحولی زیاد درش پیش نمی اید. عملا این کار تاثیر چندانی برای کسانی که کنکور برایشان مهم و سرنوشت ساز است و درگیر رقابت رتبه های زیر 2000 یا 3000 اند ندارد.)
این از تاریخچه! پس همون طور که دیدیم با ماستمالی های اولیه و سعی در تصویب قانونی که نه تنها مشکل رو حل نمیکنه بلکه همش میزنه و پخشش میکنه تو 3 یا 4 سال و سپس با ماست مالی همین قانون (که شاید، شاید ،شاید، میتونست شروع تحول عظیمی باشه) باعث شدند که هی کار بدتر شه و با پیدا شدن این مشکل توسط یه دانش آموز (دانشجو) آبروی سازمان سنجش و وزارت آموزش و پرورش بره! (فقط نه این دوره ی وزارت … بلکه برای 3 سال!)
شاید این راه حل مسخره اولین بار برای این به ذهن نماینده ها و مسئول ها افتاده که یاد این کلیشه افتادند “نمره ی مستمر مهم تر از نمره یک امتحان است”. درواقع به جای اینکه اصل ارزشیابی و شیوه درست اون اجرا بشه اومدند و فقط پخشش کردند که بگن “ببینید فقط اون 4 ساعت کنکور مهم نیست!” (کاری به این ندارم که شیوه درست ارزشیابی چیه… البته فعلا!)
یکی دیگه از مشکل هایی هم که هست همین فرهنگ “هرکس تحصیل کرده تره یعنی مدرک بالاتره داره و هرکی مدرک بالاتری داره آدم بهتریه و این یعنی اینکه راحت تر میتونه زندگی کنه!”. معیار اشتباه شروع همه ی این معضلات هست!
نکته ی بعدی که خوبه بهش فکر کنیم اینکه آیا این ارزشیابی از استعداد های ذاتی هست یا اکتسابی؟ کدوم مد نظر فیلتر کنکوره و کدوم داره انجام میشه؟

وابستگی از طفولیت!!

من یه خاطره بدون منظور میگم (!)بعد شما تطبیق بدید با شرایط کلان جامعه امروز.

یادمه در سال 4ام دبستان (که میشه همون 4ام نظام جدید :دی) یکی از مشق هامون بعد از خوندن هر درس علوم این بود که اون درس رو خلاصه کنیم (که اکثریت فقط رو نویسی میکردند!!) بنویسیم تو دفتری موسوم به دفتر علوم! خوب من همیشه به دلیل بدخط بودن و کثیف بودن دفترم نسبت به بقیه مورد سرزنش آموزگار مهربان واقع می شدم. و هر بار بهترین و خوشگل ترین مشق ها در کلاس درس معرفی میشد. من هم که میخواستم تابوی تمیز نوشتن رو بشکنم بالاخره مامانم رو مجبور کردم که بیاد و برای یه درس رو بنویسه. با نقاشی هاش و ژانگولر هایی که هنوز هم بلد نیستم 😐 خلاصه زد و ما خفن ترین تکلیف عمرمون رو نوشتیم (من که نه … در واقع مامانم!!) . بعد از اینکه مورد تشویق معلم واقع شدم به شدت احساس غرور و سر افرازی کردم. نه به خاطر اون تکلیف و تشویق معلم. بلکه به خاطر مشق های قبلی که خودم با دست خودم می نوشتم ولی اون موقع فهمیدم بقیه میدادن به بزرگتراشون بنویسن. (و به جهنم که اونا رو معلم تشویق میکرد!!)