وقتی تو دل تجمل پرستی باشی میفهمی

کلا وقتی از بیرون آدم نگاه میکنه نمیفهمه که چقدر مقابله خودنمایی و تجمل پرستی و تبرج ها و در ادامه اش مبارزه با حسرت داشتن مال بیشتر و لباس شهرت سخته. ولی وقتی چهارتا ماشین با کلاس سوار میشی و میری یه دوری اون بالا شهر ها میزنی، دلت میخواد، حقیقتا هم دلت میخواد! واسه همینه که میگن مال و منال دنیا آدم رو “غرق” میکنه. یعنی وقتی شکمت پر میشه از این چیزا بقیه چیز هارو نمیبینی. وقتی یه ذره شیرینی این چیزا میاد زیر دهنت و پشتت باد میخوره هرچی مظلوم و مسکینه از یادت میره. خلاصه اینکه خودمون رو نبازیم. اون دنیایی هم هست که این چیزا به درد نمیخورن.

اعلموا إنما الحیوة الدنیا لَعِبٌ وَ لَهوٌ و زینَةٌ و تَفاخر بینکم و تکاثرٌ فی الاَمْوالِ و الأولاد” (بدانید که زندگی دنیا تنها بازی و سرگرمی و تّجمل پرستی و فخرفروشی در میان شما و افزون طلبی در اموال و فرزندان است.)
پ.ن ۱: حواستون به رفیق هاتون باشه!
پ.ن ۲: وقتی داشتم در مورد خودبینی و ریا و تجمل پرستی و تفاخر و … سرچ میکردم چند مورد اول بلا استثنا به زنان اختصاص داشت. نکن برادر من، اسلام رو اینجوری به بقیه معرفی نکن. تاکید اسلام روی تجمل پرستی زنان نیست اصلا (این مشکل خیلی سطح پایین تر از این حرفاست)، مسئله ی اسلام همین تجمل پرستی و مال پرستیه. همین آهیه که یه یتیم و فقیر میکشه و کاخ تجملگرا ها رو ویران میکنه. خواهش میکنم اسلام رو درست معرفی کنیم!

نبودن

نبودن‌هایی هست که آدم را زمین گیر می‌کند. هیچ‌وقت تمام نمی‌شود. بود، نمی‌شود. پُر نمی‌شود. همیشه می‌ماند. فراموش نمی‌شود. کهنه ‌نمی‌شود. خوره می‌شود، موریانه می‌شود می‌افتد به جان زندگی‌ات …

گوینده: ناشناس

ادامه خواندن

یکی دیگه

نشسته بودم رو نیمکت های پارک و داشتم برای خودم آواز می‌خوندم که یهو اومد بغل دستم نشست. خوشحال شدم 🙂 سلام کردیم و بهش گفتم که دلم براش تنگ شده بود. با یه لبخند جوابمو داد. ازم پرسید : چه خبر؟ کلی حرف داشتم. از چیزای معمولی شروع کردم. این که چقدر خوشحالم هوا بهاری و بارونی هست بگیر تا این که امروز صبح امتحان داشتم و کلی بافتم تا ۲ نمره بیشتر بگیرم. خلاصه این حرفام که تموم شد خودش فهمید هنوز حرف دارم برای زدن. واسه همین خیلی کوتاه ولی موثر ازم پرسید : سلامت هستی؟
– هعععععی … راستش شب ها خوب نمی‌خوابم. البته تقصیر خودم هستا. یه جورایی دیگه اشتیاقی برای خوابیدن ندارم. ازش لذت نمی‌برم. شده یه ابزار برای این که این خستگی لعنتی صرفا یه جورایی کم بشه. از بین که نمیره. همیشه هست. نا امید نیستما ! صرفا احساس می‌کنم دیگه هیچ چیزی تو زندگی وجود نداره که با تصور کردنش لذت ببرم و برام یه انگیزه بشه. حتی کوچیک … مثلا گاهی اوقات یه بازی، یه بیرون رفتن یا دیدن یه نفر ، یه کتاب ، یه زمان یا مکان خواص هم می‌تونه دلیل خوش‌حالی باشه. حالا از اهداف بزرگ که بگذریم… اون چیزای کوچیک هم دیگه نیستن. شدم یه ربات که بهش یاد میدن چی کار باید بکنه و بدون هیچ احساس و انگیزه ای، و یا حتی گاهی برای بستن دهن وجدان خودش، کارشو انجام می‌ده. آخر سر هم احتمالا بهش جایزه میدن. البته خیلی هم مهم نیست. می فهمی چی میگم؟

رفته بود … نفهمیدم کی … یا چرا ! فقط فهمیدم خیلی وقته دارم برای خودم تنهایی صحبت می‌کنم.

پ.ن :‌ الان که بیشتر فکر میکنم ، این که کسی به وبلاگم سر نمی‌زنه خیلی خوبه. اینجوری احساس بهتری دارم 🙂

میترسم

میفرماد:

و من می ترسم از این که فکر کنیم فقط خودمون می دونیم و می فهمیم و فقط راه ما درسته و راه دیگه ای نیست یا این که فقط یه راه هست و‌ لازم نیست چند تا راه با هم باشه برای به نتیجه درست رسیدن و با افراط و خدای نکرده عجب همه رو بزنیم و بترکونیم و توهین کنیم و انگ بذاریم و …

#چندباردرچندروزدرچندمطلب

#خطر_هلاکت

جوراب

کار اساسی و بلند مدت یعنی اینکه شما واردات ویا تولید جوراب کم کیفیت رو محدود و کنترل کنی تا مسجد ها بوی نامطبوع کمتری بدن

پ.ن : شما همین استراتژی رو برای کار های دیگه ی مملکت هم دنبال کنید

مرتب کردن وسایل

​بارها باخودتان تکرار کنید و عهد ببندید :

امروز به بعد

قول میدهم که کارهایم را مرتب کنم

از هر فرصت استفاده کنم

تا چیزهایی را که نیازمند توجه شخصی من نیست ، به دیگری منتقل کنم

تمام قرار ملاقات هایم را یادداشت کنم و همین طور تمام وظایفم را

با تعهد، تداوم، و تقید

دفترکارم را مرتب نگه میدارم و هرچیز را سرجای خودش میگذارم

وقتی به چیزی شک دارم، آن را دور می اندازم.

دیالکتیک

پ.ن : هر روز یک نکته با عرفان

دو تا چیز واقعا باحال

  • حوله ی لباسی !!

شما تصور بکن که قبل از اختراع این ، حوله ها مستطیلی شکل بودن بنابراین حوله ها کل بدن رو پوشش نمیدادن یا اگر میخواستم بدن باید خیلی بزرگ می بودن و پرتیشون زیاد بود.

  • شیشه : تنها ماده ایه که ازش نور رد میشه کامل ولی ماده نه.

واقعا به درد بخوره

میتونید پشت دیوار رو ببینید :))

جدای از شوخی به هر کدوم از این ها اگر فکر کنید میبینید که واقعا این کشفیات و اختراعات بامزه و کاربردی و انقلابیه !

ورد پرس یا تامبلر… مسئله اینست

هر دوتاش که فیلتره
و من خوشم نمیاد واسه هر کاری این فیلتر شکنو راه بندازم
ریخت و قیافه ورد پرس عوض میشه کرد و این نقطه قوتشه
ولی تامبلر با موبایل بیشتر سازگاره
وبلاگ نویسی تو تامبلر یه زندگی نباتی هست و نمیشه پست ها رو ازش کند
ولی تو ورد پرس میتونی وبلاگو بکنی ببری رو هاست خودت که در نظر دارم این کارو بکنم
کلا مدیریت پست تو ورد پرس بهتره
و تامبلر زور زده که یه سری از خصوصیات شبکه های اجتماعی رو داشته باشه که خوب نمیشه
یا این وری باش یا اون وری
و ورد پرس مدیربت محتواش زشته
از تایپ کردن بدم میاد 😐
چون غلط تایپی رو اعصاب آدمه
و تصمیم دارم کوچ کنم رو اوبونتو
چقدر آخرش دری وری بود
ولی مهم اینکه خلاصه بود
؛)
فعلا هر دو تارو آپ میکنم تا یکیو انتخاب کنم
بیشتر نظرم رو ورد پرسه
مخصوصا اگه از فیلتر بودن درش بیارم که خوب میشه
برم یه هاست رایگان بگیرم :))