مقاومت بی‌فایده است، برای عوض کردن عادت، جایگزینی را به‌جای آن امتحان کنید

بیایید کمی بازی کنیم. ذهن خود را خالی کنید. ادامه بدید، خالیش کنید.
خب، حالا به محض اینکه این جمله را خواندید سعی نکنید که یک خرس سفید را تصور کنید.
دادا …
خب یک بار دیگر امتحان می‌کنیم. با شماره‌ی ۳. یک… دو…
خرس سفید!‍ دنگ!!

اگر با این مشکل دارید، نگران نباشید. شما تنها نیستید. انسان‌ها هرچی بیشتر سعی می‌کنند که به چیزی فکر نکنند، در نهایت بیشتر درباره‌ی آن تفکر می‌کنند. عجیبه، نه؟

این آزمایش یک اسم دارد. قضیه ironic process  یا تئوری فرآیند کنایه‌آمیز و تقریبا تضمین می‌کند که تلاش شما برای تغییر یک عادت بد با مقاومت در برابر آن به شکست خواهد انجامید. تحقیقات نشون دادن که سرکوب رفتار اثرات غیر مستقیمی بر رفتارها دارد. اگر تابه‌حال با شدت به خودتان گفته‌اید که محل گزش پشه‌را نخارانید یا یک کاکتوس دیگر در آمازون نخرید (!) این نتیجه برای شما غافل‌گیرکننده نخواهد بود.
وقتی من با این جمله‌ی کارل جانگ مواجه شدم، این قسمت ناراحت‌کننده‌ی علم اعصاب من را بیشتر از همیشه آزار داد : «در برابر آن چیزی که مخالفت می‌کنید، نه تنها پایدار می‌شود بلکه رشد هم می‌کند.» اگر مقاومت کردن در برابر یک رفتاری که می‌خواهم تغییر بدهم نه تنها بی‌اثر باشد بلکه زیان‌آور هم باشد، پس من به‌جای آن‌باید چه کار کنم؟

یک ترفند این است که کمی طعمه را بکشید و مغز خود را گول بزنید. این جوری: وقتی انگیزه‌ی انجام یک چیز مخرب شما را فرا می‌گیرد، مقاومت نکنید. به‌جای آن، جایگزینش کنید.
بگذارید با یک مثال آن‌را توضیح دهم. من دوستی داشتم که یک رفتار بد داشت و می‌خواست آن‌را ترک کند. او سال‌ها با آن جنگیده بود، با روش «مقاومت، مقاومت، مقاومت» با نتایج قابل پیش‌بینی! در نهایت، او تصمیم گرفت تا چیز متفاوتی را امتحان کند. هرزمان که احساس می‌کرد که می‌خواهد آن رفتار را انجام دهد به جای مبارزه با آن و مقاومت، (… دام دام تیس …) یک لیوان آب می‌خورد!
درسته: آب می‌نوشید. بعد از مدتی، او فهمید که شدت انگیزه‌اش برای انجام آن عادت کم شد، تا زمانی که او اصلا فراموش کرد که همچین حسی وجود دارد.

من عاشق این طعمه و تغییر هستم چون شبیه ترفندهای ذهنی جدی ئه! البته خوردن یک نوشیدنی تنها یک ایده است. پوست کندن پرتغال، بیرون رفتن، شنا رفتن، خواندن آهنگ … هرچیزی که برای شما کار می‌کند، تا زمانی که شما کار دیگه‌ای انجام می‌دهید مهم نیست که آن کار چیست!

ترجمه شده از مقاله‌ای به نام Resistance Is Futile. To Change Habits, Try Replacement Instead

شکایت همچنان باقی است!

س.ن : این متن، مبسوط شکایات من به اساتید و مدیران دانشکده مون بود که مورد استقبال قرار نگرفت. اینجا می‌ذارمش که بعدا خودم بیام بخونم و یه چیزایی یادم بیاد. برای مخاطب این وبلاگ خوندن این پست هیچ ارزشی ندارد و این پست وجهه‌ی آرشیو دارد. (از شما چه پنهان که پس از مدت‌ها ننوشتن به این بها‌نه‌ها، احساس کردم که پیشرفت خوبی در استفاده از کلمات داشتم!)

ادامه خواندن شکایت همچنان باقی است!

اندر احوالات کانال ۲

  • همون طور که گفتم به خاطر فرم کانال اکثر پیام‌ها رو میشه در دسته‌بندی «اعتراض و غر» جا داد. همواره اعتراض‌ها مسخره نبودن ولی اکثرا اینجوری بودن. چیزی که برای جالب بود، پر بودن پیام‌های به ظاهر اعتراضی از کلمات و اطلاحات احساسی بود، اون‌ هم بدون اینکه به اصل موضوع پرداخته بشه. که البته این هم دلایلی داره به نظرم دلایل با دلایل ناله زدن یکیه.
  • بله، بخشی از پیام‌های کانال هم «ناله» بود. غر زدن و ناله زدن از هر موضوعی که بعضی‌هاشون یک تجربه‌ی شخصی و درونی بود. شاید بشه دلیل این رفتار رو مخاطبان زیاد پیام‌ها دید. یعنی وقتی فرد می‌دونه پیامش توسط ده‌ها نفر خونده می‌شه برای بیرون اومدن از تنهایی و همصدا کردن افراد با خودش یه ناله ول میده (!) و مرتبا منتظر بارخوردها می‌مونه.
  • جالب اینجاست که واقعا من دیدم افراد رو که مرتبا کانال رو چک می‌کردن تا بازخوردها رو ببینن و حتی در موارد باعث پز دادن هم می‌شد. شاید یکی از دلایل فرستادن پیام‌های دیگر چنل‌های پرمخاطب تلگرام برای کانال همین بوده باشه! البته همین‌جا از شبکه‌های اجتماعی مثل فیسبوک و اینستاگرام به خاطر ایجاد این اعتیاد تشکر کنیم!
  • اعلام اشیای گم شده و انواع فراخوان‌ها
  • مسخره بازی و شوخی و طنز
  • به اشتراک گذاری سلیقه‌ی آدم ها (مثل موزیک)
  • فضای مسخره‌ی کراش
  • فضای توییتری

پ.ن: این موارد اخر رو به تفصیل نوشته بودم ولی چون پرید و ارزش دوباره وقت گذاشتن نداره همین جوری تیتر وار گفتم که بمونه!