این عمار؟

۱. مسخره نیست که صدا و سیمای ما تظاهرات کشور های دیگه رو مو به مو کاور می‌کنه ولی هیچ چیزی برای تظاهراتی که تو کشور خودمون انجام می‌شه نداره؟

۲. دوستان رسانه‌ای دیگر چی؟ کوشید ای افسران جنگ نرم؟ بسیجیان مخلص خدا؟ اصولگرایان محافظ انقلاب؟ اصلاح طلبان فیلان؟ رسانه‌های بهمان؟

۳. این دفعه تقلب بهانه نیست! این دفعه گرانی علت است! و چه خوب علتی است برای …

این پایین شهریها و این پابرهنهها …، اینها ولى نعمت ماها هستند.
اگر اینها نبودند، ما یا در تبعید بودیم یا در حبس بودیم یا در انزوا. اینها بودند که همه ما را از این مسائل نجات دادند. اگر تا آخر عمرمان به اینها خدمت کنیم، نمى‏‌توانیم از عهده خدمت اینها برآییم. شما امروز هم که ملاحظه مى‏کنید اینهایى که در جبهه‌‏ها الآن دارند جانفشانى مى‏‌کنند، اینها از کدام طبقه هستند؟. الآن هم این‌هایى که جانشان را دستشان گرفتند و شما را حفاظت مى‌کنند و آنهایى که در بین شهرها و در بین روستاها حفظ می‌‏کنند شما و مردم را همین طبقه هستند. شما باید توجه به این معنا بکنید که ما را اینها آورده‌اند و وکیل کرده‌اند، آورده‌اند و وزیر کرده‌اند، رئیس جمهور کرده‌اند. اینها ولى نعمت ما هستند، و ما باید ولى نعمت خودمان را از آن قدردانى کنیم و خدمت کنیم‏.

صحیفه امام خمینی، ج‏16، ص: 24و 25

خدا نیاورد آن روزى را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه دارها گردد و اغنیا و ثروتمندان ازاعتبار و عنایت بیشترى برخوردار شوند. معاذاللَّه که این با سیره و روش انبیا و امیرالمؤمنین و ائمه معصومین- علیهم السلام- سازگار نیست‏.

همان، ج‏20: ص341

۴. من خیلی بلد نیستم از این چیزی که می‌گم دفاع کنم. شما فقط بهش فکر کن: شیوه‌ی برخورد اسلام با آشوب گران و معترضان سرکوب نیست! سرکوب برای نظام‌های سرمایه‌داری است که برده می‌خواهند! اسلام معترضان را روشن می‌کند، قانع می‌کند. خط مقدم نیروی ویژه‌ی نظام اسلامی عماریونند. نه خوارج!

پ.ن ‌: پست که حتما نباید طولانی باشه! کوتاه باشه و یه دریچه‌ای باز کنه برای فکر کافیه 🙂 بعدشم. نیاز دارم که کم کم بازم موتورم رو گرم کنم برای نوشتن!

پ.ن۲ : با تشکر از آمد نیوز!

سناریو ی واقعیت

اریک بِرن در کتاب بازی‌‌ها به این نکته‌ی‌ مهم اشاره کرده است که گاهی‌ آدم‌ها یک نقش خاص را در زندگی‌ انتخاب می‌‌کنند، آن‌گاه زندگی‌ را به‌گونه‌ای‌ تفسیر می‌‌کنند که با سناریوی‌ نمایش آن‌ها جور دربیاید. مثلاً بعضی‌‌ها از نقش سوپر من خوششان می‌‌آید و این نقش را برمی‌‌گزینند، پس از چنین اتفاقی‌، این افراد تمایل پیدا می‌‌کنند که افراد درمانده و بی‌‌پناه را پیدا کرده و به آن‌ها کمک کنند تا از «سوپر من بودنِ خود» لذت ببرند. تا این‌جای‌ کار مشکلی‌ وجود ندارد. مشکل زمانی‌ ایجاد می‌‌شود که این افراد چنان به یافتن افراد درمانده عادت می‌‌کنند که در تمام دنیا غیر از افراد درمانده‌ی‌ نیازمند به «سوپر من» چیز دیگری‌ نمی‌‌بینند. درواقع، این افراد به‌تدریج در زندگی‌ تنها چیزهایی‌ را می‌‌بینند که با «نمایشنامه‌ی‌ انتخابی‌ آن‌ها» هماهنگی‌ داشته باشد.این‌چنین است که «واقع‌بینی‌» فدای‌ «سناریوهای‌ انتخابی‌ ما» می‌‌شود. «شوالیه‌ها» دنیا را یک صحنه‌ی‌ بزرگ مبارزه می‌‌بینند، «قماربازها» زندگی‌ را یک قمار بزرگ می‌‌بینند که براساس «شانس» و «احتمال» یا یک برنده‌ی‌ خوش‌شانس خواهی‌ بود یا یک بازنده‌ی‌ بدبخت! «بدبین‌ها» همیشه در حال «کشف‌جرم» و پیدا کردن شواهد یک دسیسه‌ی‌ پنهان یا یک جنایت بزرگ هستند!«سوپرمن‌ها»، «شوالیه‌ها»، «قماربازها» و «بدبین‌ها» هر کدام فقط بخشی‌ از واقعیت را می‌‌بینند اما گمان می‌‌کنند که «همه‌ی‌ واقعیت همین است». آن‌ها چنان غرق بازی‌ تکراری‌ خود هستند که نمی‌‌توانند ده‌ها نمایشنامه‌ی‌ متفاوتی‌ را که در کنارشان در جریان است را ببینند، به قول یوستین گرودر، نویسنده‌ی‌ نروژی‌، در کتاب راز فال ورق، «آن‌ها چنان سرگرم جمع کردن کارت‌های‌ ژوکر برای‌ کلکسیون خود هستند که ۵۲ ورق دیگر بازی‌ را نمی‌‌بینند!»

کتاب یادداشت های یک روانپزشک – سرگلزایی

توییتر

توییتر با افزایش محدودیت کاراکتر هاش باعث شد توانایی خوبای توییتر که یکه‌تاز عرصه ی کل‌کل و له کردن بقیه در ۱۴۰ کارکتر بودن، دیده نشود!
بله درسته …. من توییتر رو فقط و فقط و فقط جایی برای هوچی‌گری بی منطق و خبررسانی بدون جزئیات میبینم. توییتر رسانه ی مریضی است که که مرضش را به هرکسی که با آن کار کند منتقل می‌کند، فارغ از هرگونه دین و گرایش و …
توییتر انقلابی بود که نشان داد که اولاً، فرم می‌تواند تحمیل شود و دوماً فرم می‌تواند محتوای هرکسی را تحت تأثیر قرار دهد.
تعجب می‌کنم از دوستانی که به بهانه ی جنگ نرم، پا در عرصه ای گذاشتند که زمین آن ها نیست. مین های آن زمین ذاتی است و با این کار، محتوای خودشون رو شهید کرده‌اند. شهادتی که شهادت شمرده نمیشود، به درک واصل شدن محتوا است.

شهید بهشتی در مورد فاصله درآمدها چه گفت ؟

️اين گرانى ِ روزافزون ارزاق، هيچ چيزش به اسلام نمی خورد. نگو آقا می فروشم بعد ُخمسش را میدهم، مسجد هم با آن میسازم. تو گران نفروش، خمسش را هم نمیخواهم بدهى، مسجد هم نمیخواهم با آن بسازى.

اين سيستم توزيع كالا كه امروز به نام سيستم آزاد توزيع كالا وجود دارد، فقط براى پول دارهاست. براى بی پو لها كمال تنگناست.

و آن شب پيشنهاد قاطع من اين بود كه جمهورى اسالمى سيستم تازه اى را ابتكار و اختراع كند كه هرچه را در اين مملكت براى خوردن و پوشیدن و نوشيدن و زندگى كردن داريم، سر يك سفرۀ گسترده بگذارند و همۀ اين مردم در كنار آن سفره بنشينند تا بتوانند برادر وار زندگى كنند.

نمی شود كه در يك خانه هفته اى يك بار هم گوشت نيايد و در خانۀ ديگر هر روز گوشت مصرف كنند. لذا گفتم از همسرم و فرزندانم می خواهم كه در اين راه پيشگام شوند. آنها هم هفته اى يكبار بيشتر نخورند. من خودم هفته اى چهار روز ظهرهااصال خانه نيستم. يك چيزى میآورند میخوريم. گاهى هم كه مثل پريروز چيزى نمی آورند، ماست و خيار می گيريم با نان می خوريم. چه عيبى دارد؟ چه اشكالى دارد؟

️امروز ما راهى جز اين نداريم. اگر بخواهيم با آمريكا بجنگيم و اين جنگ را تا پيروزى كامل و بدون هيچ گونه سازش ادامه بدهيم، بايد الاقل هرچه داريم براى همديگر باشد.

شهیدبهشتی
کتاب مبارز پیروز انتشار توسط اداره کل فرهنگی دانشگاه امیرکبیر صفحه ۲۸

پ.ن: با این فیش‌های حقوقی و املاک آلوده؛ با این #تضاد_طبقاتی چگونه میتوان با امریکا مبارزه کرد!