وابستگی از طفولیت!!

من یه خاطره بدون منظور میگم (!)بعد شما تطبیق بدید با شرایط کلان جامعه امروز.

یادمه در سال 4ام دبستان (که میشه همون 4ام نظام جدید :دی) یکی از مشق هامون بعد از خوندن هر درس علوم این بود که اون درس رو خلاصه کنیم (که اکثریت فقط رو نویسی میکردند!!) بنویسیم تو دفتری موسوم به دفتر علوم! خوب من همیشه به دلیل بدخط بودن و کثیف بودن دفترم نسبت به بقیه مورد سرزنش آموزگار مهربان واقع می شدم. و هر بار بهترین و خوشگل ترین مشق ها در کلاس درس معرفی میشد. من هم که میخواستم تابوی تمیز نوشتن رو بشکنم بالاخره مامانم رو مجبور کردم که بیاد و برای یه درس رو بنویسه. با نقاشی هاش و ژانگولر هایی که هنوز هم بلد نیستم 😐 خلاصه زد و ما خفن ترین تکلیف عمرمون رو نوشتیم (من که نه … در واقع مامانم!!) . بعد از اینکه مورد تشویق معلم واقع شدم به شدت احساس غرور و سر افرازی کردم. نه به خاطر اون تکلیف و تشویق معلم. بلکه به خاطر مشق های قبلی که خودم با دست خودم می نوشتم ولی اون موقع فهمیدم بقیه میدادن به بزرگتراشون بنویسن. (و به جهنم که اونا رو معلم تشویق میکرد!!)

دیگران

میخواستم شروع کنم بنویسم و بروم جلو. اما ذکر نکته ای را لازم دیدم. من یکسری مشاهداتی داشتم، که دارم بر اساس آنها تقریبا یک نتیجه گیری کلی انجام می دهم. که اصلا حتمی و بی نقص نیست. البته از لحاظ تجربی. وگرنه از لحاظ فلسفی که اصلا نیاز به مشاهده هم نداشت! ولی بالاخره گفتم این نکته را بگویم.
من دیدم که در بین هم سن و سالان من خب بالاخره یکسری هستند که از لحاظ اعتقادی بسیار ضعیف اند. یا حتی می شود گفت اعتقاد خاص یا حداقل مشخصی ندارند. درصد بسیار زیادی از این افراد از خانواده ی لاقیدی نیز برخوردارند. اصلا این امر که خانواده تاثیر بسیار زیادی در شکل گیری تفکرات مذهبی فرد دارند غیر قابل انکار است. تا اینجا که مشکلی نبود…، و از اینجا، مساله ی مورد نظر رخ می نماید. مساله اینست که این افراد از مشکلات خانوادگی رنج می برند. عموما هم دعوای پدر مادر آرامش خانواده را بر هم زده است. این برای من جالب بود. زیرا این امر که افراد غیرمذهبی از مشکلات خانوادگی نیز رنج ببرند، مشکلات آنها را دوچندان می کند. و در شرایط بسیار بد و ناخوشایندی هستند. از طرفی فقدان اعتقاد، مساله را وخیم تر می کند. اینگونه افراد معمولا از دین گریزان می شوند. در مرحله ی اول. و به شدت جذب لذت های مادی می شوند و خودشان را در دنیا غرق می کنند. در اینصورت نسبت به دین جبهه می گیرند و دور آن یک حصار بلند می کشند و با آن به ستیزه بر می خیزند. البته امکان دارد کمی که می گذرد و بزرگتر می شوند، و اگر از عقل سالمی برخوردار باشند، توجه شان به سمت الهیات جلب شود. پس در این وادی ورود می کنند و… .

پ.ن : نویسنده این مطلب نمیخواست فاش شود که کیست !!

گمان درست

سعی کنید در همه شرایط و مخصوصا در ارتباط با پیمانکار ها و کارگر ها حسن ظن داشته باشید.
چرا؟ چون به نفعتونه
مثالی میزنم. فکر کنید یک نجار میاد و فلان کمد شما رو درست می کنه. اگه شما بهش سو ظن داشته باشید ممکنه حق کاملشو ندید و این جوری گناه انجام دادید. ولی در هر صورت خدا حق اون رو یه جوری بهش میده!
ولی اگر حسن ظن داشته باشید حتی اگر هم کار شما رو درست انجام نداده باشه شما گناهی انجام ندادید و اون گناه انجام داده و اگه اون پول حق شما بود با توجه به این که خدا روزی رسان هست حق شما بر خواهد گشت!

Like the moon

When the stars are falling down
I will stand like the moon
When the day are going dark
I will become like the light
When the things are going bad
I will not being sad
I have fire in my chest
Dont try to give a test
When the things are going mess
I will sleep in the rest!

انگیزه ملت از عکس پروفایل هاشون چیه؟

  1. من این شکلیم : خوب این ساده ترین و اصلی ترین هدف عکس پروفایله. ذهن ما عکس رو خیلی سریع تر از متن پردازش میکنه و وقتی مثلا شما فلان جا کامنت میدید من به سرعت با دیدن عکس پروفایل حتی کوچک شما هم میفهمم که ” عه … این فلانیه !”. البته کاربرد دیگه ای هم هست که زیر مجموعه این قرار میگیره و اون اینکه عکس پروفایل از خودمون در یک حالت خاص و نه لزوما شیک و مجلسی باشه که به معنی اینکه من مثلا شادم یا غمگینم یا فلانم…!

  2. من فازم چیه:انتقال یک پیام سیاسی اجتماعی فرهنگی اقتصادی مذهبی : این هم کاربرد معمولی هست که بیشتر واسه ی حمایت از یه کمپین خاص استفاده میشه و یا ابراز یه عقیده خاص مثل مذهبی بودن یا … و افرادی که این کار رو می کنند منظورشون اینکه ما با بقیه متحد و یکرنگیم!

  3. من ازین خوشم اومد: گاهی اوقات ما از فلان عکس خوشمون میاد و وقتی عکس پروفایل میزاریم یعنی “آهای ملت … من از این عکس خوشم اومد!”

سبحان الله

یکی از زیباترین مخلوقات خداست
بزرگ ترینشون!
همیشه و هرروز میبینیمش
و هرروز و هروقت جدیده
واقعا چجوری میتونه هیچ وقت تکرار نشدنی و هیجان انگیز باشه
میشه همیشه توش چیزای جدیدی رو پیدا کرد
هر بار رنگش تازه و شاداب و غیر خسته کننده است!
در یک کلام
زیباست…
هم مهمونای پفکی و سفیدش بامزه اند. هم اون یکتای درخشنده ای که روزا هست و شب ها جاشو میده به یه موجود پر خط و خال دیگه 🙂
اولین بار میدونید کی فهمیدم که هست؟
نه
مثل بقیه وقتی داشتم از زیرش رد می شدم ندیدمش
با این که بود ولی انگار نمیدیدمش!
انگار مثل هزار تا ساختمون دیگه فقط هست … بی روح
با یه نفر اومدم که صحبت کنم
موضوعی تو ذهنم نبود! گفتم سلام و بعد از جواب سلام اون ،خیلی کلیشه ای گفتم : “عجب هوای خوبی !”
نمیدونستم که همون به جمله میتونه دید منو بهش عوض کنه
جواب داد : ” اره خیلی … :)”
و بعد یه عکس فرستاد که توش دیدمش!
انگار تازه متولد شده بود! هم نارنجی بود هم سیاه بود و هم آبی! هم توش شادابی بود . هم ابر بود. هم … فکر کنم لبخند خدا هم بود!
از اون روز من دیگه من وقتی بالای سرمو میدیدم فقط #آسمان نمیدیدم. یه چیز دیگه ای هم میبینم. نمیشه گفت چیه! فقط دقتی میفهمید که بهش نگاه کنید. هر روز بهش بگدید خیلی قشنگ شده و دوستش دارید. بهش بگید هیچ وقت ازش خسته نمیشید. چون اگه نبینینش ممکنه اون هم شما رو نبینه! شاید آسمون هم با شما قهرش بگیره 🙁
حیف نیست دل نازک و آبیش رو بشکونید؟
تو دلش هیچی نیست.
غیر از پر از هواپیما های کوچولویی که انگار اسباب بازی هستند. اسباب بازی هایی که قراره به یه بچه ی شیطون و دوست داشتنی هدیه داده بشه.

کار های متفرقه

  1. خواهرم اومد به بابام گفت: ” میخوام با دوستم از این دست بند ها با کش درست کنیم و بفروشیم.” بابام جواب داد : “وظیفه بچه درس خوندنه نه پول در آوردن . “خواهرم گفت : “خوب کار های متفرقه است دیگه !”

  2. وقتی ما داریم از همون اول به بچه هامون نشون میدیم که تنها چیزی که ارزش داره پوله ، آیا باید انتظاری غیر از این گفت و گو ها داشته باشیم؟

  3. حتما نباید توی کتاب درسی بچه ها بنویسیم : علم بهتر است یا ثروت؟ و اونا بگن : علم در حالی که بهشان نشان میدیم علم ثروت اندوزی بهتره !! اونم نه فقط با رفتار هامون بلکه با اهدافمون ، با ارزش گذاریم روی کار های مختلف ، با زندگی کردنمون.

  4. -“مامان، بابا چرا انقدر دیر میاد؟” -“رفته پول در بیاره!”

  5. -“بابا ، اونو میخری؟” -“پولش چقدره؟”

  6. -“میخوام برم فلان رشته! دنبال علاقم!” -“توش پول نیست که . برو دکتر شو ، بعدا وقت زیاد داری بری دنبال کاری که علاقه داری!”

  7. -“بیا بریم بهمان کار رو بکنیم” -“برو بابا، چی به ما میرسه؟”

  8. -“به ما وعده ی باغ هایی در آسمان میدی؟ دنیا مون رو چجوری میخوای درست کنی؟”

پ.ن : هیچ کدوم از موارد بالا کاملا غلط یا کاملا درست نیست. قضاوت کاملا با خودتونه.