تفکر رابط کاربری

خیلی از اپلیکیشن ها و نرم افزار ها سعی کردن که ساده به نظر بیان و برای همه کار باهاشون ساده باشه. ولی باز همیشه برای مردم عادی و مخصوصا نسل های قبلی یه پسر همسایه یا آقای فلانی نیاز هست تا بیاد و “کار های کامپیوترشون رو راه بندازه و مشکلات کامپیوتریشون رو حل کنه!”
این یعنی اینکه این رابط های کاربری به درد بخور نیستند. دلیل ساده ای و راه حل مشکلی داره. و اون هم برمیگرده به نوع تفکر سازنده رابط کاربری و اون برنامه نویس.
این فرد خودش با هزاران رابط کاربری مشابه کار کرده و ذهنش با اون ها و قواعد اون ها آشناست و فقط میتونه اون ها رو کمی بهبود ببخشه. نمیتونه به جور دیگه فکر کنه و این قضیه طبیعیه.
یکی از مثال های عنصر ثابت رابط های کاربری وجود یه جای ویژه و جداگانه برای تنظیمات برنامه است! تقریبا تو همه اپ ها و نرم افزار ها یه جای مجزا برای تنظیمات هست و این قضیه تو خورد برنامه نیست و یا مثلا هر جا که بهش نیاز هست نیست. باید از قبل برید درستش کنسد تا شایدم به دردتون بخوره. گاهی اوقات هم نمیدونید دقیقا اون تیک چی کار میکنه!! نمیخوام به این نگاه ایراد بگیرم (که گرفتم!) ولی فرهنگ نوشته نشده ی اپ های کنونیه. قبلا تو سیستم عامل داس یه شکل دیگه بود و با ورود ویندوز شکل منو ها و تولبار هارو گرفت .وقتی آیفون اومد یه آیکون بقل همه ی برنامه ها بهش دادن و همه تنظیمات رو ریختن اون تو با ورود اندروید و اپ ها بهش دکمه سخت افزاری اختصاص داده شده و تازگیا در جواب تنظیماتش کجاست میگن : “بکش سمت راست و ستینگ رو بزن!!”
بگذریم … “پسر همسایه” هم از قضا به خاطر نسلش و کلی دلیل فرهنگی اجتماعی دیگه هم با رابط های گوناگون مشابه زیادی کار کرده و وقتی به مشکلی خورد سریع میتونه بفهمه که “آهان ، حتما راه حلش مشابه فلان چیزه!”
ولی نسل های قبلی که با این نوع تفکر آشنا نیستند به مشکل میخورند.
راه حل خاصی سراغ ندارم براش. چون راح حل خاص باید آکادمیک باشه و معیار های مشخص و واضحی رو ارائه کنه و الگوریتم های راه حل خوبی بده ولی مهم ترین عنصر همون دگرگون کردن دیدگاه هست. شاید پرسیدن انتظارات افراد ناشی یا رصد دقیق مشکلات و رفتار هاشون با اپ (یعنی طرز برخورد با اپ و سعی هاشون برای حل مشکل هایی که بر میخورن) ایده خوبی باشه. ایده دیگه ای که دارم الهام گرفتن از طبیعته. فطرتی که هر کس تو وجود خودش داره! حواستون باشه چرخ رو دوباره اختراع نکنید ولی اگه لازمه با زاپاس عوضش کنید 🙂
امیدوارم به دردتون خورده باشه. مخصوصا اگه #دولوپر هستید 🙂

کار جمعی در همه جا

بعد از اینکه چند ماه از any.do استفاده نکردم واسم از طرف مدیر عاملش ایمیل فدایت شوم اومده که جون مادرت برگرد :))
یعنی برای کاربرهاشون شخصیت قائل میشن. حتی به اون هایی که دوستشون ندارن یا به دلایل مختلف (مثل من) ازش استفاده نمی کنن. به این میگن بازاریابی!
یادمه اون اوایل که شروع کردم به برنامه نوشتنو این جور چیزا توصیه اکید میشد به ورودی هایی که کاربر میده. یعنی کنترل کنیم که چرت نباشه هم از نظر امنیتی و هم از این نظر که کاربر گند نزنه به محصول شما و سطحشو پایین بیاره. در واقع کاربرها رو یه سری انسان های اولیه تصور کنیم که هر کاری با برنامه شما میکنند و شما به اصطلاح باید اون هارو هندل کنید. در حالی تازگیا همراه با فرهنگ متن باز بودن به کاربر به عنوان یه خیرخواه نگاه میشه و کلی به نظرات و رفتار های کاربر و مخصوصا گزارش های باگ کاربرا حساب میشه.
یعنی این خصوصیت همدلی و کار تشکیلاتی و جمعی کلید اکثر مشکلاته 🙂
پ.ن : الان به بسیج فکر کنید.
پ.ن 2 : حالا برید تبلیغ جشن بزرگ پرسیل بسازید 😐

حسادت … چرا؟

حسودی یعنی اینکه تو یه امتیازی داری ولی من این امتیاز رو ندارم بنابراین من میخوام که به امتیاز تو برسم و واسش هر کاری میکنم. خوب پس رسیدن به این امتیاز در واقع همون عامل شروع کننده ی حسادت هست. درسته که تموم کننده ی این کار خود فرد هست ولی اگر ما این عامل شروع کننده رو درست قرار بدیم یعنی امتیازات افراد رو درست تعریف کنیم حسادت به شدت کاهش پیدا می کنه. مثلا فلان کس خیلی درسش خوبه و من چون درسم بده بهش حسادت میکنم. چون درس خوندن برای من امتیاز محسوب میشه. ولی اگر معیار برتری افراد مثلا سلوک درونی شان باشه من هیچ وقت سمت حسادت به درس فلانی نمیرم. چون که منو از هدف دور میکنه. بنابراین هدف جامعه ( و مخصوصا خانواده ها) اینکه معیار افراد رو و هدف افراد رو درست بهشون نشون بدن. لزوما هر کس درسش بهتره آدم بهتری نیست. خدایی بودن معیار افراده. حالا شاید یه نفر با درس خدایی بشه.

همه کنکوری اند … شما چطور؟

دنیای ما و این نظام انسان آزمایی بسیار شبیه کنکوره !
متاسفانه اکثر انسان ها تو باقالیان ! حقیقتی هست که باید قبول کنیم و سعی کنیم که عوضش کنیم. همون جور که یه سری آموزشگاه و کتاب درسی برای تقویت درس ملت ضعیف نوشته شده.

رقابت اصلی سر اون 2 ، 3 هزار نفر اوله. اونان که به رتبه شون و کارنامه اعمالشون اهمیت میدن. ما هم باید سعی کنیم تو لیگ اونا باشیم. این که بگیم بابا ول کن من همین الانشم از 498 هزار نفر جلوترم واقعا کافی نیست و ملاک نیست! نه تنها این باعث میشه که ما به خودمون مغرور شیم بلکه باعث میشه عجب پیدا کنیم و همین رتبه و درجه الان مون رو هم حفظ نکنیم.

ان شالله خدا کمکون کنه بریم جز اون یه رقمی ها ؛) ادامه خواندن همه کنکوری اند … شما چطور؟

ای مردم

…ای مردم ، سرکشی شما فقط ، به زیان خود شماست. تنها بهره ای[کوتاه] از زندگی دنیا می برید. عاقبت بازگشت شما به سوی خدا خواهد بود،
پس شما را از آنچه انجام می دادید با خبر خواهیم کرد.
یونس/23

نام وب نوشت.

چند وقتیه اسم وبلاگ رو عوض کردم
واقعا کار سختی بود
اگه کسی به این مشکل برخورده من اسامی کاندیدا های خودمو میزارم که فیض ببره :))

 

  • یارو
  • خیار شور
  • دستمال کاغذی
  • ژیروسکوپ
  • چیز
  • بهمان
  • پا نوشت
  • چخ
  • وب نوشت یک مردک
  • منتظر

در مورد بازی fallout shelter

  • آفلاين هست ! همین ،بازی کردن های به این سبک را لذت بخش‌تری کنه. اینترنت و دیتا نمیخواهد و نیازی نیست به خاطر قطع شدن اینترنت خون خودتون دو بمکید.
  • معتاد کنندس. هی نیاز دارید که بهش رجوع کنید. شاید من نخوام یه مدت بازی کنم. نباید شمارو از زندگی غیر مجازیتون دور کنه. در واقع این بازی داره به شما ضرر میزنه. و از این استودیو هایی که ملتو معتاد به بازیشون می کنن بدم میاد. برای همین ها پیشنهاد میکنم بیخیال بازی شید.
  • کلا چیز های بصری دل نشین و مناسب موقعیت داره.
  • زیادی هم چالش برانگیز نیست. شما معمولا برای آینده نزدیک میتونید برنامه ریزی کنید و ته ته وار استراژیک شاید چیدن درست واحد ها تولیدی هست. معمولا باید تصمیمات آنی بگیرید مثل اینکه کی بره به جنگ سوسک ها و … . بیشتر مدیریت بحران برای منابع هست و این خیلی ملال آور و تکراریه! من هنوز منتظر یه بازی استراتژیک شاخ مثل جنگ های صلیبی هستم.
  • درسته که من زیاد بازی نکردم ولی به نسبت زملنی که براش گذاشتم پیشرفت بسیار کندی دارهو منو ناامید کرد از ادامه بازی. خی باید بهش سر بزنی و ببینی هیچ اتفاقی نیوفتاده !

به طور کلی این بازی از نوع بازی های شیطانیه. یعنی صرفا هدر دادن وقته. پس امیدوارم برخلاف جو رسانه ها با خوندن این متن بیخیالش بشید.

ما را بهشت لیاقت نیست

… “مارا بهشت نباید با مشتی لنگ و لوک (کسی که دستش ناتوان است) و درویش . در آنجا جز شلان و کوران و ضعیفان نباشند. ما را در دروزخ (دوزخ) باید ، جمشید درو و فرعون درو و خواجه درو … ”
ابو سعید ابوالخیر – کتاب اسرار توحید از محمد بن منور