ادیت

بازم بی محابا بهم توپید: فکر کردی نمیفهمم تو چت ها رو ادیت میکنی؟ اونم موقعی که دیگه جلو ی چشم نیستن؟

  – چیه مگه؟

  – اگه حرفی داری همون موقع بزن خب!!

  – میزنم دیگه

  – پس ادیتت چیه؟

  – فقط میخوام یه کم چت هامون واقعی تر بشه …

  – یعنی واقعی نیست؟

  – اون قدر که باید باشه ، هست …

  – به من دروغ میگی؟

  – دروغ نمیگم.

  – پس چی؟

  – هیچی …

  چشماشو ریز کرد و با خشم منو نگاه کرد. گفتم: بعضی چیزا رو نمی‌گم فقط!! ولی دروغ هم نمیگم.

شونه هاشو بالا انداخت. اخماشو وا کرد و به جلو خیره شد. داشت سعی می‌کرد واکنشی نشو نده. چیزی نگفت.

  – ببخشید …

بازم واکنشی نشون نداد.

.

.

پ.ن: همین جا این پست تموم میشه. همیشه لزومی نداره که همه چی پایان داشته باشه.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *